الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

328

الغدير ( فارسى )

- تودهء غبرا از حمل اين‌بار سنگين درماند ، از اين‌رو ، شمع وجودشان را در دل نهفت . - فيض بخشى كردند و ابر و دريا آفريدند . فروافتادند و قله‌هاى عظمت را بنياد نهادند . - از رقيب كه به مفاخرت خيزد ، واپرس كه پايه‌هاى عظمت و مجدشان تا به كجا برشده است ؟ - قرآن كدام خاندان را با مباهله تشريف داد كه رسول خدا به آبروى آنان به دعا برخاست . - معجز قرآن بر كه و در كدام خاندان نازل گشت ؟ - در روز « بدر » - بدرى كه پرچم دين را برافراشت ، چه كسى يكه‌تاز ميدان بود ؟ - كه بيدار ماند و ديگران غنودند ؟ داناتر كه بود و دادگرتر كدام ؟ - مساعى جميله فراوان است و تفصيل آن سخن را بدرازا كشد ، اجمال آن در مقام سند كافى است . - سوگند به حق كه ملحدان و كجروان بر آيين حق چيره شدند ، بلكه آن را تباه كردند . - آرى ، پيروزى حق ضمانت الهى است ، و گرنه در جدل شرمسار و سرافكنده بوديم . - خدا را اى قوم ! رواست كه رسول مطاع فرمان دهد ، آنگاه هنوزش غسل نداده نافرمانى كنند . - جانشين خود را معرفى كرد و ما به ياوه پنداشتيم آيين خود را مهمل وانهاد . - پندارند كه اجماع و اتفاق دارند ، از سعد بن عباده خبر واپرس . - آن هم اجماعى كه بىفضل را بر صاحب فضل مقدم شناخت و حق را از صاحب حق بازگرفت . آرى ، على صاحب حق بود . - منزل به منزل راه سپردند و از بغى و ستم ، خاندان على را پى سپر سينهء اشتران ساختند . - و از كيد و كين ، چونان عقرب جراره ، چه نيشها كه بر جانشان نزدند . - مايهء ضلال و حيرت بدان پايه كه عزاى حسين را به پا كرد و مصيبتهاى پيشين و پسين . - خاندان اميه ، جامهء اين عار و شنار بر تن آراست ، گرچه خون شهيدان يكسره پامال نگشت . - اى زادهء مصطفى ، اين خود روز سقيفه بود كه راه كربلا را هموار كرد .