الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
323
الغدير ( فارسى )
- به سوى ثنا و ستايشى كه اگر احساسم رسا باشد ، طوفانهاى سهمگين را بازيچه شمارم . - در اين وادى بيكران ، با نيروى جان راه به جايى نبرم ، گرچه خود را به آب و آتش زنم . - ولى اينم كافى است كه شهد انگبين با سرانگشتى ممتاز باشد و شميم عنبر جامهء عنبرى بپالايد . - جانم فداى آن سرور كه بندهء راه حق بود ، روزگارى كه ديگران مدعيان ناحق بودند . - اگر مدارج دين را وارسند ، به نهايت عابد و اگر دنيا را بخش كنند ، اولين زاهد است . - روز « بدر » و « هوازان » حجتى است رسا بر آنها كه راه فرار گرفتند و يا به تماشا رهسپار بودند . - و قلعهء « خيبر » با آن در سنگين كه بر دست ناتوان چه سهمگين بود . - يا ابا الحسن ! اگر حق ترا به جهالت منكر آمدند كه به خدا سوگند ، دانسته انكار نمودند ؛ با وجود اين ، چنانچه يكهتاز ميدان شهامت نبودى و با تشريف « خاصف النعل » همتا و همسنگ رسول نمىشدى و نيز اگر پسر عم ، كارگزار ، داماد و همريشهء رسول نبودى ، با آنكه بودى ، باز دگران با تو برابر و همسنگ نبودند . - مىدانست كه ديگران از برشدن به اين مدارج ناتوانند ، ازاينرو ، بويژه نام ترا به فضيلت ياد فرمود . - جمعى نيرنگ زدند و بعد از رسول راه خيانت گرفتند و اين يك در نيرنگ و دغل همتاى ديگرى بود . - گيرم كه با سفاهت سخن رسول را برتابيدند ، آيات قرآن را چگونه برمىتابند ؟ - بعد از تو فاتحهء اسلام را خواندند و دين را با خوارى و خفت زير پا نهادند . - اين سفاهت و خيانت در بيابان « طف » بر سر فرزندت حسين تجديد شد و روا شمردند كه زخم كهنه را با سرانگشت خونبار سازند . - ناگوار است بر رسول خدا كه از سينهء دخترزادهاش خون چون ناودان روان باشد . - ميراث خلافت را از چنگ تو ربودند و خلافت خود را چونان غل و زنجير بر گردن آيندگان بستند .