الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
175
الغدير ( فارسى )
- اى ياران ديرين ! رفتيد و قلب مرا در سوز و گداز عشق و جوانى تنها گذاشتيد . - مىگريم بر وفاى شما و مىمويم بر وعدههايتان ، چونان كه دوست را يادگارى دوست مىگرياند . و متنبى گفته : - وفاى شما همچون ديار معشوق ، عاشق زار غمزده را صلا دهد : بيا تا بگرييم ! و او اشك را چون ژاله روان سازد . « 1 » و باز ابو سعيد در الابانة 66 مىنويسد : عونى در ضمن قصيدهاى كه در ستايش و ثناى اهل بيت سروده ، چنين مىگويد : - همدمى نيست كه با من همناله شود . چه گوارا و شيرين است اشكى كه به دامن دارم . - دخترزادهء مصطفى را دوستدارم ، مشتاقانه و بىتاب به زيارت او روانم . - گامهاى من كه به سوى مرقدش در تبوتاب است ، امتيازى كمتر از سر من ندارد كه جايگاه عقل است . و متنبى گويد : - شريفترين اعضا ، سر و گردن است ، ولى با اين كشش و كوششى كه قدمها در ديدار دوست داشته ، امتياز بيشترى يافته است . در همين مضمون ، سرور شهيدمان سيد نصر اللّه حائرى ، از عونى شاعر اقتباس كرده كه در قصيدهاى با قافيهء كاف ، در ثناى تربت كربلاى شريف چنين مىگويد : - اى پاك مرقد ! گامهاى آن كس كه مرقد شريف ترا زيارت كند ، تواند كه با سر ، به مفاخرت و مباهات برخيزد . بارى ، اشعار و قصايد عونى و آنچه دربارهء اهل بيت سروده ، چه در ثنا و ستايش و يا ماتم و سوگوارى ، در كتاب مناقب ابن شهر آشوب و روضة الواعظين فتال و الصراط المستقيم بياضى پراكنده است و آنچه از چكامههايش گردآورى كردهايم ، از 350 بيت تجاوز مىكند . علامهء سماوى اشعار او را در ديوانى ثبت كرده و نيز شعر طلايى
--> ( 1 ) . قصيده 42 بيت و اولين چكامهء شاعر است كه در سال 337 در ثناى سيف الدوله سروده است . ر ك : ديوان المتنبى : 1 / 232 .