الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

140

الغدير ( فارسى )

- و سراپردهء عشرتى برافراز كه بر جهانى سايه‌افكن شود . « 1 » 3 - مهيار ديلمى يكى از شعراى غدير كه يادش خواهد آمد ، شاعر ما ضبى را با چند قصيده ثنا گفته ، از جمله قصيده‌اى با قافيهء ميم كه 65 بيت است و در ديوانش ديده مىشود « 2 » ، آغازش چنين است : - اى همجواران ! قافله بر سر كوه مانده است و شما در مغاك شده‌ايد ؟ آرى ، دلى كه از عشق خالى است ، كجا داند كه بر عاشق شيدا چه مىگذرد ؟ - شما كوچ كرديد ، ساعات شب براى ما و شما يكسان است ، ولى جمعى بيدارند و گروهى در خواب . و از جمله ، قصيده‌اى با قافيهء باء در 45 بيت كه با اين مطلع در ديوانش ثبت شده است « 3 » : شفى اللّه نفسا لا تذلّ لمطلب * و صبرا متى يسمع به الدهر يعجب و قصيده‌اى در 61 بيت با قافيهء دال كه با اين مطلع در ديوانش آمده است « 4 » : اذا صاح و فد السحب بالريح أوحدا * وراح بها ملأى ثقالا أو اغتدى و چكامه‌اى ديگر با قافيهء باء در 37 بيت كه در ديوانش با اين مطلع ديده مىشود « 5 » : دواعى الهوى لك أن لا تجيبا * هجرنا تقى ما وصلنا ذنوبا و چكامهء ديگر با قافيهء عين در 40 بيت كه در ديوانش با اين سرآغاز آمده است « 6 » : - به كدامين نكوهش و عتاب رو كنم و در كدامين تسليت خاطر طمع بندم ؟ - با آنكه روز وداع ، عهد و پيمان گرفت و البته ، عهد و پيمان ، امانت است . و ديگرى با قافيهء لام و در 52 بيت ، در ديوانش با اين سرآغاز ديده مىشود « 7 » : اليوم أنجز ماطل الآمال * فأتتك طائعة من الاقبال و قصيده‌اى ديگر در 69 بيت كه در ديوانش ثبت آمده است . « 8 » مهيار اين قصيده را در

--> ( 1 ) . يتيمة الدهر : 4 / 38 . ( 2 ) . ديوان مهيار الديلمى : 3 / 344 . ( 3 ) . همان : 1 / 15 . ( 4 ) . همان : 1 / 230 . ( 5 ) . همان : 1 / 12 . ( 6 ) . همان : 2 / 179 . ( 7 ) . همان : 3 / 18 . ( 8 ) . همان : 4 / 30 .