الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

120

الغدير ( فارسى )

- چرا كه تو دستاويز محكم خدايى و هركس بدان چنگ زند ، نه بدبخت شود و نه از تيره‌روزى هراسد . - هرگاه نامهاى مباركت بر مريض خوانده شود ، شفا يابد و از دردمندى برهد . - زيرا مقام و منزلتت پستى نگيرد و نورت تاريك نشود . - تو بزرگ آيت حقى كه بر عارفان در جلوه‌هاى ملكوتى ظاهر گشتى . - و اينان فرشتگان خداى رحمانند كه پيوسته با مهر الهى و ره‌آورد آسمانى بر مزارت نزول گيرند . - همچون سطل آب و جام وضو و حوله كه جبرئيل امين برايت هديه آورد و كس را در آن خلاف نيست . - و چون رسول خدا ترا نامزد كار مهمى نمود ، به خوبى و هموارى از پيش بردى . - داستان مرغ بريان كه انس ، راوى آن است ، بر شرف مؤبدت از زبان رسول مختار گواه است . - و حكايت دانه و شاخ و زيتون كه در قرآن آمده ، از لطف و كرامت خداى عرش آگاهى دهد . - و داستان گروه اسبان و غبار فرا آسمان كه در سورهء عاديات آمده و شمشيرهاى بران كه سپرها دريده و ناله‌ها به همراه دارد . - جوانانى چون شاخ شمشاد بر آنان گسيل داشتى ، تا همه را به آتش كشيدند و خاكسترشان بر باد رفت . - اگر مىخواستى ، همه را در خانه‌هايشان مسخ و باژگون مىفرمودى ، يا مىفرمودى : اى زمين آنها را به كام خود دركش ! - مرگ در فرمانت و جانها در قبضه‌ات ، فرمانروا تويى ! نه ستم كنى ، نه جفا روا دارى . - خدا از آلودگيها پاك نكند آن قومى را كه سخنگويش گفت : به‌به ، چه فضل و چه شرفى ! - در غدير خم با تو پيمان بستند و رسول خدا با سخن خود پيمان را استوار نمود . - ولى ترا عقب زدند و سخن رسول خدا را زير پا افكندند و اين سخن پيامبر نيز بازشان نداشت كه فرمود : اين برادر من و خليفهء من است .