الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

664

الغدير ( فارسى )

عنوان على بن سعيد آورده و بر صداقت او صحّه گذاشته است . « 1 » ابن حجر ثقه بودن او را اختيار كرده و بر ذهبى ايراد گرفته و گفته است : با اينكه وى ثقه است و كسى به نكوهش او نپرداخته ، چگونه او را در عداد ضعفا ذكر كرده‌اى ؟ « 2 » 7 - ابو نصر حبشون بن موسى بن ايوب خلّال ( م 331 ) . خطيب بغدادى شرح حال او را ثبت كرده گويد : نامبرده ثقه بوده و در باب البصرهء بغداد سكونت داشته است . آنگاه از حافظ دارقطنى حكايت كرده كه او صدوق است . 8 - حافظ على بن عمر ، ابو الحسن بغدادى ، مشهور به دارقطنى ، صاحب سنن ( م 385 ) . خطيب بغدادى شرح حال او را ثبت كرده گويد : نامبرده يگانهء عصر و نخبهء روزگار و پيشواى زمان خود بوده و علم روايت و درايت و معرفت به علل حديث و اسماء رجال و احوال راويان به او منتهى گشته است ، علاوه بر مراتب صدق و امانت و فقه و عدالت و قبول شهادت و صحت اعتقاد و سلامت مذهب و احاطه به علوم . همو از ابو الطيّب ، طاهر بن عبد اللّه طبرى حكايت كرده كه گفت : دارقطنى در حديث ، امير المؤمنين بود و حافظى را نديدم كه وارد بغداد شده باشد ، مگر آنكه به سوى او شتافت و به او تسليم شد ، يعنى در برابر او به جهت تقدّم در حفظ و برترى منزلت در علم گردن نهاد . سپس در شرح حال و ستودن او بسط كلام داده است . « 3 » ابن خلكان شرح حال او را ذكر كرده و او را ستوده است « 4 » و همچنين ذهبى از قول حاكم نقل كرده كه گفت : دارقطنى در حفظ و فهم و ورع يگانهء عصر خود گرديد و پيشواى قاريان و نحويان بود و من در سال 367 ه چهار ماه در بغداد مقيم شدم و بسيار به ديدارش رفتم و او را بالاتر از آنچه براى من توصيف شده بود ، يافتم و از او دربارهء علل حديث و استادانش سؤال كردم . نامبرده را مصنفاتى است كه ذكر آنها به طول مىانجامد

--> ( 1 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 224 . ( 2 ) . لسان الميزان : 4 / 227 . ( 3 ) . ر ك : تاريخ بغداد : 12 / 34 - 40 . ( 4 ) . وفيات الاعيان : 1 / 359 .