الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
651
الغدير ( فارسى )
مىفرستم كه در مرتبه همطراز كسى است كه ديروز او را از دست داديم ، سزاوار است كه با او به حسن ادب سخن بگويى . 9 - حسن بن محمّد طيبى ( م 743 ) در الكاشف در شرح حديث غدير گويد : مراد از اينكه پيامبر فرمود : همانا من به اهل ايمان از خودشان سزاوارترم ، همان است كه قصد آن حضرت ( مدلول ) قول خداى تعالى فرمود : پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است . « 1 » اين جمله از آيه اطلاق دارد و مشخص نمىكند كه پيامبر به اهل ايمان از خودشان به چه چيز سزاوارتر است ؟ از اين رو ، خدا آن را به جملهء « و همسران پيامبر مادران مؤمنان هستند » « 2 » مقيّد ساخت تا اعلام فرموده باشد كه آن جناب به منزلهء پدر است ، و قرائت ابن مسعود ، رضى اللّه عنه ، اين معنى را تأييد مىكند : النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم و هو أب لهم . مجاهد گفته كه هرپيغمبرى پدر امّتش مىباشد و به همين جهت ، مؤمنان برادران يكديگر شدند . پس در قول پيغمبر : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه تشبيه صورت گرفته است ، بدين معنى كه على چون پيامبر به منزلهء پدر امّت است و بر امّت احترام و بزرگداشت او و نيكى به دو واجب است . در مقابل ، بر اوست كه نسبت به امّت شفقت و مهربانى نمايد و چونان پدر كه بر اولاد مهر مىورزد ، با آنها رئوف باشد و به همين جهت ، عمر آن جناب را با اين عبارت تهنيت گفت : اى پسر أبو طالب ، اكنون تو مولاى هرمرد و زن مؤمن گشتى . 10 - شهاب الدين بن شمس الدين دولت آبادى ( م 1049 ) در هداية السعداء گويد : ابو القاسم در كتاب التشريح گفت : هركس بگويد كه على از عثمان بافضيلتتر است ، ايرادى بر او وارد نيست ، زيرا ابو حنيفه ، رضى اللّه عنه ، و ابن مبارك گفتهاند : هركس بگويد كه على برترين جهانيان ، يا فاضلترين مردمان و يا بزرگترين بزرگان است ، بر او خرده نتوان گرفت ، براى اينكه مراد برترى نسبت به مردم عصر و زمان خلافت اوست ، چنان كه پيامبر فرمود : هركه من مولاى اويم ، على مولاى اوست ، يعنى در زمان خلافتش ، و مانند اين كلام در قرآن و احاديث و اقوال علما فراوان است .
--> ( 1 و 2 ) . احزاب 33 / 6 .