الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

648

الغدير ( فارسى )

به اسرار تنزيل واقف سازد و به لطفش نيروى بينش به تو عطا نمايد و ترا به شاهراه سعادت رهبرى فرمايد كه چون يكى از معانى لفظ « مولى » ناصر است ؛ بنابراين ، معنى جملهء من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه چنين مىشود : هركس كه من ناصر او هستم ، على ناصر اوست . در اين صورت ، پيغمبر على را به ناصر وصف فرموده نسبت به هركس كه خودش ناصر اوست ، زيرا اين معنى را به لفظ عموم ذكر كرده است و جز اين نيست كه پيغمبر صفت ناصريّت را در حقّ على براى اين اثبات كرده كه خداى عزّ و جل اين صفت را به على اختصاص داده است . ابو اسحاق ثعلبى به سند خود در تفسيرش روايتى را از اسماء بنت عميس آورده كه گفت : چون آيهء . . وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ . . . « 1 » نازل شد ، از رسول خدا شنيدم كه فرمود : صالح المؤمنين ، علىّ بن ابى طالب است پس چون خداى تعالى در آيه‌اى كه بر پيامبرش نازل فرمود ، خبر داد كه ناصر او خداست و جبرئيل و على . از آنجا كه وصف ناصريت از جانب خدا براى على ثابت است ، پيغمبر هم به پيروى از قرآن كريم وصف ناصريّت را براى على ثابت فرمود . « 2 » رسول خدا على را به آنچه كه از لوازم اين سمت و وصف است ، آشكارا توصيف فرمود ، به طورى كه حافظ ابو نعيم به سند خود روايت كرده گويد : على بر رسول خدا داخل شد و آن جناب فرمود : مرحبا به سرور مسلمانان و پيشواى پرهيزكاران . پس سيادت بر مسلمانان و پيشوايى پرهيزكاران چون از صفات شخص پيغمبر است و خداى متعال از على به موجب كلمهء « انفسنا » در آيهء مباهله از على به نفس پيغمبر تعبير كرده ، او را به چيزى توصيف فرموده كه از صفات پيغمبر است . اين مطلب را درياب و فهم كن . « 3 » با توجّه بدانچه ذكر كرديم ، پيوسته رسول خدا آن جناب را به صفات مخصوص خود متصف فرموده است ، حتّى حافظ ابو نعيم اين روايت را به سند خود از انس بن مالك آورده كه گفت : من خود شنيدم كه رسول خدا به ابو برزه فرمود : اى ابو برزه ، همانا

--> ( 1 ) . تحريم 66 / 4 . ( 2 ) . مطالب السئول 16 . ( 3 ) . حلية الاولياء : 1 / 66 .