الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

635

الغدير ( فارسى )

احاديثى در تفسير معانى مولى و ولايت پيش از اتمام اين قراين ، بايد به تفسيرى توجه كرد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شخصا در معناى لفظ مبارك خود فرموده و سپس به آنچه كه مولاى ما امير المؤمنين عليه السّلام مطابق تفسير پيامبر اكرم در اين‌باره بيان داشته است . علىّ بن حميد قرشى به نقل از سلوة العارفين ، تأليف الموفّق بالله حسين بن اسماعيل جرجانى ، پدر المرشد بالله به اسنادش از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه چون از آن حضرت در معناى حديث من كنت مولاه ، فعلى مولاه سؤال شد ، فرمود : خدا مولاى من است و به من از خودم سزاوارتر ، مرا با وجود ذات مقدس او امرى نيست ؛ و من مولاى مؤمنان هستم و به آنها از خودشان سزاوارترم ، آنان را با وجود من امرى نيست ؛ و هركس كه من مولاى اويم و به او از خودش سزاوارترم و او را با وجود من امرى نيست ، پس على مولاى اوست و به او از خودش سزاوارتر است و او را با وجود وى امرى نيست . « 1 » در حديث احتجاج عبد اللّه بن جعفر بر معاويه مذكور افتاد كه به او گفت : اى معاويه ، همانا من از رسول خدا كه بر منبر بود و من روبروى او بودم و عمر بن ابى سلمه ، اسامة بن زيد ، سعد بن ابى وقاص ، سلمان فارسى ، ابوذر ، مقداد و زبير بن عوام نيز حضور داشتند ، شنيدم كه مىفرمود : آيا من به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم ؟ همگى گفتيم : بلى ، يا

--> ( 1 ) . شمس الاخبار 38 .