الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
636
الغدير ( فارسى )
رسول اللّه . فرمود : آيا زنان من مادران شما نيستند ؟ گفتيم : بلى ، يا رسول اللّه . فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه ، اولى به من نفسه . بعد با دست خود به شانهء على زد و گفت : بار خدايا دوستان او را دوست بدار و دشمنانش را دشمن بدار . اى مردم ، من به مؤمنان از خودشان سزاوارترم ، آنان را با وجود من امرى نيست ، و على بعد از من به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است ، آنان را با وجود او امرى نيست ، تا آنجا كه عبد اللّه بن جعفر گفت : پيغمبر ما برترين و سزاوارترين مردم و بهترين آنها را در روز غدير خم و در ديگر مواقع براى امّتش به ولايت منصوب فرمود و به دو بر آنان حجّت آورد و به اطاعت او امرشان فرمود و به آنان خبر داد كه على نسبت به آن جناب به منزلهء هارون است نسبت به موسى ، و او ولىّ هرمؤمن بعد از آن حضرت است و اينكه هركس كه پيامبر ولىّ اوست ، على نيز ولىّ اوست ، و هركس كه پيامبر به او از خودش سزاوارتر است ، على نيز به او سزاوارتر است ، و على جانشين و وصىّ پيامبر است . « 1 » در روايتى كه شيخ الاسلام حموينى در داستان احتجاج امير المؤمنين در ايام خلافت عثمان آورده ، ذكر شد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خطبهاى ايراد فرمود و گفت : اى مردم ، آيا مىدانيد كه خداى عزّ و جل مولاى من است و من مولاى مؤمنان هستم و به آنان از خودشان سزاوارترم ؟ گفتند : بلى ، يا رسول اللّه . فرمود : يا على ، برخيز . على فرمايد : پس من برخاستم و پيامبر فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه . پس از سخن پيامبر ، سلمان بهپا خاست و گفت : يا رسول اللّه ، على چگونه ولائى بر ما دارد ؟ فرمود : ولائى مانند ولاى من ، هركس كه من به او از خودش سزاوارترم ، پس على نيز به او از خودش سزاوارتر است . « 2 » در داستان مناشدهء امير المؤمنين در روز صفّين سخن آن جناب مذكور شد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى مردم ، همانا خدا مولاى من است و من مولاى مؤمنان هستم و به آنان از خودشان سزاوارترم . هركه من مولاى اويم ، پس از من على مولاى اوست . خداوندا دوستانش را دوست بدار و دشمنانش را دشمن بدار ، و ياران او را يارى كن و
--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 200 . ( 2 ) . همان : 1 / 165 .