الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
629
الغدير ( فارسى )
سخنان را مىفرمود . « 1 » به نظر شما ابو طفيل چه چيزى را انكار مىنمود يا بزرگ و مهم مىشمرد ؟ آيا ترديد و انكار او نسبت به صدور حديث بوده ؟ اين احتمال درست نيست ، زيرا اين مرد شيعى و از دوستان فداكار امير المؤمنين عليه السّلام و از كسانى است كه ثقه و مورد اعتماد آن جناب است ؛ بنابراين ، در حديثى كه مولاى او روايت مىكند ، هرگز شك و ترديدى به خود راه نمىدهد ، بلكه او از اين در تعجب بود كه آن گروه اين حقيقت با عظمت را دگرگون ساختند و بر خلاف ديگران از بيان شهادت كوتاهى و تقصير نمودند ، در حالى كه همه عرب اصيل بودند و لفظ و معناى حقيقى حديث را نيك مىشناختند و از پيروان رسول صلّى اللّه عليه و آله و اصحاب آن جناب نيز به شمار مىرفتند . پس جاى احتمال بود كه اكثر آنها آن را نشنيدهاند ، يا حوادث مهمّ و مشكلات بزرگ زندگى مانع ابراز شهادت شده است . اين بود كه زيد بن ارقم او را مطمئن كرد كه خود نيز شنيده است . در نتيجه ، ابو طفيل دانست كه تمايلات و هواهاى نفسانى آن گروه بين آنها و تسليم در برابر اين حقيقت حايل گشته است . حال آيا اين معناى مهم مىتواند غير از خلافت كه همطراز اولويت است ، بوده باشد ؟ بديهى است كه معنى حبّ و نصرت منظور نيست ، چه هريك از اين دو نسبت به فرد فرد جامعهء اسلامى شمول و عموميّت دارد . قرينهء نوزدهم : داستان انكار حارث فهرى نسبت به سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در داستان غدير است كه قبلا از نظر گذشت « 2 » و به طورى كه پيش از اين شرح داديم ، اين حديث نمىتواند با غير « اولى » از معانى مولى سازش داشته باشد . « 3 » قرينهء بيستم : حافظ ابن سمّان از حافظ دارقطنى از عمر روايت كرده كه گفت : دو تن از صحرانشينان كه با هم خصومت و نزاع داشتند ، نزد عمر آمدند و عمر به على گفت : بين اين دو نفر حكم كن . يكى از آن دو از روى استخفاف و تحقير گفت : اين شخص ميان
--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 174 ، 175 . ( 2 ) . همان : 1 / 239 - 246 . ( 3 ) . همان : 1 / 343 .