الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
628
الغدير ( فارسى )
صفت را ميان خود كتمان كنند و همگى دچار عواقب شوم آنها بشوند ، ولى شخص واقعبين و كنجكاو داغ ننگ و عار و اثر نفرين را بر آنها كه اين نبأ عظيم را كتمان نمودند ، مىبيند ، همان نبأ عظيمى كه اين مولاى بزرگوار ، صلوات اللّه عليه ، بدان مخصوص گشته است و آن جز همان معنايى نيست كه نصوص بسيار بر آن توافق كرده و قراين فراوان آن را نمايان ساختهاند كه همه از امامت و اولويّت آن جناب بر آنها از خودشان حكايت دارد . گذشته از اين مرحله ، كتمان شهادت آنها نمىتواند نسبت به يك امر عادى كه در آن جناب و غير او به طور مساوى وجود داشته است ، بوده باشد ، بلكه لازم است كه اين كتمان نسبت به فضيلتى باشد كه اختصاص به شخص آن جناب دارد ، اما گويى بر آنها گوارا نبود كه امام بدان امر ممتاز و مخصوص باشد و بدين جهت ، آن را كتمان كردند ، ليكن نفرين آن حضرت آنان را به وسيله آشكار نمودن حق رسوا و مفتضح نمود و نشانهء زشت و آشكار اين كتمان تا زنده بودند ، بر جبههها و چشمها و پهلوهاى آنان باقى ماند . بعد از آنها هم اوراق تاريخ و كتب آن آثار را در خود ثبت كرد كه دهان به دهان بگردد و تا پايان عمر جهان زبانزد جهانيان باشد . قرينهء هجدهم : در داستان مناشدهء رحبه از طريق احمد و نسائى و هيثمى و محبّ الدين طبرى به اسناد صحيح گذشت كه امير المؤمنين عليه السّلام چون در رحبه مردم را در موضوع حديث غدير سوگند داد ، عدهاى از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شهادت دادند به اينكه آن را از آن حضرت شنيدهاند . ابو طفيل گفت : من از آن مجلس خارج شدم ، در حالى كه در خود چيزى از ترديد و انكار احساس مىنمودم « 1 » ، سپس زيد بن ارقم را ملاقات كردم و به او گفتم از على ، رضى اللّه عنه ، شنيدم كه چنين و چنان مىگفت . زيد گفت : چه انكارى دارى ؟ من نيز از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه آن
--> ( 1 ) . مفاد اين جمله در لفظ احمد چنين است و در لفظ نسائى آمده : در حالى كه در خود از او چيزى احساس مىكردم ، و در لفظ محب الدين طبرى نيز مذكور است : در حالى كه در خود از شك و ترديد چيزى احساس مىكردم .