الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
627
الغدير ( فارسى )
هستيد ؟ گفتند : ما از پيغمبر شنيديم كه فرمود : من كنت مولاه فعلىّ مولاه . شما به خوبى مىدانيد كه تعجب امير المؤمنين عليه السّلام از پاسخ آنان يا ارادهء كشف حقيقت براى گروه حاضر به جهت معنى حب و نصرت كه در ميان مسلمانان رواج دارد ، نبود كه سواران مزبور به جاى « السّلام عليك يا مولانا » بگويند : « السّلام عليك يا محبّنا او ناصرنا » ، بويژه بعد از تعليل به اين جمله : « و انتم رهط من العرب ، » يعنى در حالى كه شما طايفهاى از صحرانشينان عرب هستيد ، زيرا نفوس عربى استنكافى نداشته كه معناى محبّت و نصرت بين افراد جامعهء آنان برقرار باشد ، بلكه اين معنى در نظر آنها بزرگ و مهم شمرده مىشده كه يكى از آنها به مولويّت بر آنها به معناى مورد نظر ما مخصوص گردد . به اين جهت است كه به چنين معنايى اذعان نمىكنند و گردن نمىنهند مگر با نيروى زيادى كه بر همگى آنان تفوق گيرد يا نصّ خدايى كه افراد مسلمان آنها را به آن ملزم نمايد ، و اين معنى نيست مگر همان « اولى » كه مرادف است با امامت و ولايت مطلقهاى كه آن جناب از آنها به آن كسب اطلاع فرمود و آنها هم در پاسخى كه دادند ، به حديث غدير استناد كردند . قرينهء هفدهم : گيرا شدن نفرين مولاى ما امير المؤمنين عليه السّلام دربارهء آنهايى است كه شهادت خود را به حديث غدير در روز مناشدهء رحبه و روز ركبان كتمان كردند و در نتيجه ، دچار نابينايى و برص و سوء عاقبت و يا آفت و بدبختى ديگرى گرديدند ، در حالى كه آنها از افرادى بودند كه در غدير خم حضور داشتند . « 1 » آيا هيچ سخندان و اهل تحقيقى روا مىبيند كه احتمال داده شود به اينكه وقوع اين بليّهها و بدبختىها بر آن قوم سختگيرى امام به نفرينكردن بر آنها براى كتمانشان نسبت به معناى محبت و نصرتى باشد كه در ميان تمام افراد جامعهء دينى شمول و عموميّت دارد ؟ در صورت روا بودن چنين امرى لازم مىآمد كه نفرين امام شامل بسيارى از مسلمانان شود كه ميان خود دشمنى و زد و خورد و كشتار نمودند تا ريشهء اين دو صفت ، يعنى محبت و نصرت را كندند ، تا چه رسد كه آنان ثبوت و برقرارى آن دو
--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 191 - 195 .