الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
603
الغدير ( فارسى )
آن بكوشند . در اين صورت ، نهتنها مانعى براى ارادهء اين معنى نيست ، بلكه اين معنى تعبير ديگرى از كلام آن جناب است كه فرمود : على جانشين من است و بعد از من امام است . امّا دوستدار و ياور از اين دو حال بيرون نيست : يا مراد تحريض مردم بر دوست داشتن و يارى اوست ، از آن رو كه به پيامبر ايمان داشته و پيوسته به دفاع از آن حضرت پرداخته است ، يا مقصود فراخواندن على به محبت و يارى مؤمنان است و بر هرتقدير ، يا جمله اخبارى است يا انشائى . اما احتمال اوّل ، يعنى اخبار به وجوب دوستى او بر اهل ايمان ، يك امر ناشناخته و بىسابقه نبوده است كه پيغمبر اكرم آن را ابلاغ نكرده باشد و به اين ترتيب مأمور به ابلاغ آن شده باشد و كوتاهى در ابلاغ آن بنا به تصريح قرآن با عدم تبليغ امر رسالت برابر بوده باشد . بنابراين ، لزومى نداشت كه انبوه جمعيت در غدير خم گرد آيند ، آنگاه در شرايطى دشوار چنان مجمع مهمى منعقد گردد و با ابلاغ آن امر ، تكميل دين و اتمام نعمت و خشنودى پروردگار تحقق پذيرد كه گويى پيامبر امرى حياتى را ابلاغ فرموده و چيزى را كه مسلمانها نمىدانستهاند ، اعلام و مقرر داشته است . سپس آنان كه در مقام تهنيت على برآمدند ، با عبارت « اكنون تو مولاى ما و مولاى هرمرد و زن مؤمن گشتى » او را تهنيت گويند ، حاكى از حدوث يك امر بزرگ و بىسابقه كه گويندگان تهنيت تا آن موقع آن را نمىدانستهاند . چگونه مىتوان چنين احتمالى داد ؟ در حالى كه آنان شب و روز اين آيات را تلاوت مىكردند : مردان مؤمن و زنان مؤمن دوستان يكديگرند « 1 » و هرآينه مؤمنان برادرانند « 2 » كه اين مشعر است به لزوم دوستى متقابل بين آنها ، همانطور كه بين دو برادر است . به هرحال ، پيامبر اكرم برتر از اين است كه چنين امر بىارزشى را ابلاغ نمايد و خداى حكيم ما پاكتر از اين است كه شبيه اين امر بيهوده را تشريع فرمايد . اما احتمال دوم ، يعنى انشاى وجوب دوستى و نصرت او با چنان گفتارى نيز در سستى دست كمى از احتمال اول ندارد ، زيرا در آن هنگام امرى وجود نداشته كه انشاء
--> ( 1 ) . توبة 9 / 71 . ( 2 ) . حجرات 49 / 10 .