الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

602

الغدير ( فارسى )

اما خداوند نعمت كه اين معنى نيز مورد ندارد ، زيرا هركس كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر او انعام و احسان كرده باشد ، لزومى ندارد كه امير المؤمنين عليه السّلام هم به او انعام نموده باشد ، بلكه خلاف اين معنى ضرورى است ، مگر اينكه مراد اين باشد كه هركس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به دين و هدايت و تهذيب اخلاق و ارشاد و عزّت در دنيا و نجات در آخرت بر او انعام فرموده ، على عليه السّلام نيز به تمام اين امور به او انعام نمايد ، بدان جهت كه على قائم مقام او ، عهده‌دار وظايف از طرف او ، حافظ شرع او و ابلاغ‌كنندهء دين اوست و براى همين است كه خداى متعال به ولايت او دين اسلام را به كمال رسانيد و نعمت خود را آشكارا بر همگان تمام كرد . در اين صورت ، اين همان معناى امامت و ولايتى است كه ما آن را مىجوييم و در مقام اثبات آن مىباشيم و جز اين مقصودى نداريم . امّا معنى هم‌عهد كه مراد از آن معاهده با بعضى قبايل براى برقرارى آرامش و صلح يا يارىكردن و هم‌آهنگى است . بنابراين ، معنى ندارد كه امير المؤمنين چنين باشد ، مگر از آن جهت كه آن جناب در تمام اقدامات و مقاصد رسول خدا پيرو اوست . البته ، از آنجا كه تمام مسلمانان در اين وصف با على عليه السّلام مساوى هستند ، ديگر نام بردن از آن جناب آن هم به طرزى خاص و با اين تشريفات و اهتمامى كه بيان شد ، معنى ندارد ، مگر آنكه مراد اين باشد كه در معاهدات و قراردادهايى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در تنظيم حكومت اسلامى و نگهدارى دولت از پراكندگى و انحلال و حفظ و صيانت آن از هرگونه مشكلات و حوادث منعقد فرموده است ، على عليه السّلام نيز همانند آن حضرت در اين امور دخالت دارد و اگر مراد هم‌عهدى در اوصاف و فضايل باشد ، چنان كه گفته مىشود : فلانى هم‌عهد كرم و فضل است ، يعنى كريم و فاضل است ، هرچند اين معنا را ذوق عربى نمىپذيرد ، با وجود اين ، نتيجه به بيان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله چنين مىشود كه هركس من در نزد او هم‌عهد فضايل شناخته شده‌ام ، بايد به مانند اين دربارهء على عليه السّلام معتقد باشد و بنابراين تقريب ، اين معنى به مقصود ما نزديك است . البته ، نزديك‌ترين معانى در اين‌باره اين است كه از آن عهودى اراده شود كه پيغمبر با مسلمانانى كه با او بيعت كردند ، منعقد ساخت بر اين مبنى كه دين او را پاس دارند و در راه مصالح آن و دور ساختن هرناروا و فساد از