الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

600

الغدير ( فارسى )

كرده باشد و نيز مىدانيد كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام هردو سرور و آقاى آزادمردان جهان از پيشينيان و پسينيان مىباشند و بنابراين ، آن دو بزرگوار آزادشدهء هيچ آزادمردى نبودند و نسبت دادن بندگى و بردگى به هريك از آن دو عين سخافت و شناعت است . اين مطلب نيز معلوم است كه چون وصىّ پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت به بردگان مملوك پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مالكيّت نداشته ، پس مالك هم كه يكى از معانى مولى است ، مناسبت ندارد و از آنجا كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله تابع و پيرو احدى جز خداى تعالى كه او را به پيامبرى برانگيخت ، نبوده است ، پس معنى ندارد كه در برابر انبوه جمعيت مسلمان با صداى رسا بفرمايد : هركس كه من پيرو اويم ، على پيرو اوست . در معناى يازدهم نيز بايد گفت كه نه‌تنها كسى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را مورد انعام و احسان قرار نداده ، بلكه آن جناب خود ولى نعمت تمام خلق بوده است و معناى احسان يافته ديگر موردى نخواهد داشت . همچنين پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله با كسى در تجارت و جز آن شركتى نداشته تا وصىّ او نيز با او شريك باشد . مضافا به اينكه ، تصور تسليم حقّ شركت به ديگرى در شمار تصورات بىپايه و اساس است ، به فرض اينكه براى آن جناب شركتى با ديگرى وجود داشته است . امّا تجارت حضرتش براى امّ المؤمنين خديجه عليها السّلام قبل از بعثت ، صرفا كاركردن به نفع خديجه و براى او بوده ، نه اينكه با او شركت داشته است . اگر هم فرض كنيم كه شركت داشته و ذى نفع بوده ، امّا وصىّ گرامىاش على عليه السّلام نه در سفر با آن جناب بوده و نه دخالتى در امر تجارت او داشته است . پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز با احدى هم‌سوگند نبوده كه بخواهد بدان كسب قدرت و عزت كند ، چه عزّت مخصوص خداوند و رسول او و اهل ايمان است و همهء مسلمانان از طريق آن جناب كسب عزت و نيرو كردند . بنابراين ، قصد اين معنى در اين مقام امكان‌پذير نيست و به فرض ثبوت ، ملازمه‌اى بين آن دو وجود ندارد . امّا رفيق و همسايه و مهمان و داماد و قريب ، خواه مراد قرابت رحمى باشد و خواه قرابت از حيث مكان ، ارادهء هيچ يك از اين معانى ممكن نيست ، زيرا كم ارجى اين معانى با برپا ساختن آن اجتماع بزرگ و مهم در اثناى مسافرت و در ريگستانى سوزان و غيرمسكون به ثبوت مىرسد ، آن هم به