الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
599
الغدير ( فارسى )
دامنهدارترين مراتب آن نمىتوان منطبق ساخت ، بعد از اينكه دانستيم هيچيك از معانى مولى كه بالغ بر بيست و هفت معنى مىشود ، در حديث غدير پذيرفتنى نيست ، مگر آنكه با دو معنى امير و سيّد مطابقت داشته باشد و معانى بيست و هفتگانهء مولى از اين قرار است : 1 - پروردگار 2 - عمو 3 - پسر عمو 4 - فرزند 5 - خواهرزاده 6 - آزادكننده 7 - آزادشده 8 - برده 9 - مالك « 1 » 10 - پيرو 11 - احسانيافته 12 - شريك 13 - همسوگند 14 - رفيق 15 - همسايه 16 - واردشونده 17 - داماد 18 - قريب 19 - خداوند نعمت 20 - همعهد 21 - ولىّ 22 - سزاوارتر 23 - سرور 24 - دوستدار 25 - ياور 26 - متصرّف در امر 27 - متولّى در امر . اينك به بررسى هريك از اين معانى براى تطبيق به مقام مورد بحث مىپردازيم : امّا معناى اول پروردگار است كه دعوىكردن آن كفر محسوب مىشود ، زيرا عالميان را پروردگارى جز خداى تعالى نيست . امّا معانى دوم و سوم تا چهاردهم كه ادّعاى هريك از آنها در حديث مزبور مستلزم كذب است ، زيرا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله عموى فرزندان برادرش خواهد بود ، اگر داراى برادرى باشد كه نيست و امير المؤمنين عليه السّلام پسر عموى پدر آنها خواهد بود ، و حال آنكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرزند عبد اللّه است و امير المؤمنين عليه السّلام پسر برادر عبد اللّه ، يعنى ابو طالب است و واضح است كه مادر هريك جدا و در نسب مختلف است . بنابراين ، دايىهاى هريك از آن دو غير از دايىهاى آن ديگرى است و در نتيجه ، على عليه السّلام خواهرزادهء آنكس كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خواهرزادهء اوست ، نخواهد بود . همچنين شما به خوبى مىدانيد كسى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله او را آزاد كرده است ، معقول نيست كه بار ديگر على عليه السّلام او را آزاد
--> ( 1 ) . در صحيح البخارى : 7 / 57 به جاى مالك ، مليك آمده است و قسطلانى در ارشاد السارى لشرح صحيح البخارى : 7 / 77 گويد : مولى ، مليك است ، زيرا عهدهدار امور مردم است . ابو محمد عينى نيز در عمدة القارى اين چنين به شرح آن پرداخته و عدوى حمزاوى در النور السارى به همين لفظ آن را بيان كرده است .