الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
598
الغدير ( فارسى )
باره به آيهء كريمهء . . ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ « 1 » و احاديث نبوى أيّما امرأة نكحت به غير اذن مولاها و من كنت مولاه فعلى مولاه استشهاد كرده است « 2 » . « 3 » نظرى در معانى مولى علماى لغت سيّد را كه غير از مالك و معتق است ، از معانى « مولى » ذكر كردهاند ، همانطور كه امير و سلطان را از معانى « ولىّ » دانستهاند با اتفاقشان بر اتحاد معناى « ولىّ » و « مولى » . البتّه ، هريك از دو معنى امير و سيّد پيوسته متضمن معناى اولويّت به امر مىباشد و بر اين مبنا ، امير كسى است كه در تعيين برنامهء مربوط به نظم جامعه و در اجراى قواعد و قوانين مربوط به تهذيب و تربيت اشخاص و جلوگيرى از تجاوز هركس نسبت به ديگرى از تمامى افراد رعيت سزاوارتر است . همچنين سيّد به معناى آقا و سرور ، نسبت به تصرف در شئون قومى كه بر آنان سرورى مىكند ، سزاوارتر است و دايرهء اين دو وصف از حيث وسعت و تنگى به نسبت اختلاف در مقادير امارت و سيادت مختلف خواهد بود ، بنابراين ، دامنه وظايف و اختيارات امارت و سيادت در حاكم يك ايالت از اختيارات متصديان ديوانخانهها و فرمانداران شهرها وسيعتر است و بالاتر از همهء اين مقامات ، مقام پادشاهان است كه بر يك كشور حكومت مىكنند و بالاتر از مقام سلاطين از حيث توسعه در اختيارات ، مقام پيغمبرى است كه بر جميع جهانيان مبعوث شده باشد و آنكس كه پيغمبر او را براى اجراى قوانين شريعت جانشين و خليفهء خود قرار مىدهد . ما اگر از آمدن مولى به معناى اولى هم چشمپوشى نماييم ، از اين دو معنى نمىتوانيم صرفنظر كنيم و واژه مولى را در حديث غدير خم جز به عالىترين معانى يا
--> ( 1 ) . محمّد 47 / 11 . ( 2 ) . تاج العروس : 10 / 399 . ( 3 ) . براى ما مقدور نيست كه تمام مصادر يا بيشتر آنها را ذكر كنيم و اصلا نظريهء بىاساس دهلوى حايز اهميت نخواهد بود .