الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
597
الغدير ( فارسى )
فنّ عربيّت و تحقيق و جستجوى آنها در موارد استعمال عرب موجب آن گشته كه بدان كتابها استدلال شود ؟ در حالى كه تمام اين جهات در كتب پيشوايان و علماى بنام و مشهورى كه آمدن مولى به معناى اولى از آنها نقل شد ، موجود است . مفعل به معناى فعيل اكنون با من بياييد تا داد و فرياد و هيجان شاه صاحب هندى را كه در تأليف خود التحفة الاثنى عشرية به راه انداخته و بر عربيّت هجوم آورده است ، بررسى كنيم . اين مرد در مقام ردّ دلالت حديث من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه بر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام چنين پنداشته كه استدلال به اين حديث تمام نخواهد بود ، مگر اينكه مولى به معناى ولىّ باشد ، در صورتى كه وزن مفعل به معناى فعيل نيامده است . او با اين بيان خواسته بر آراء اهل لغت خطّ بطلان بكشد ، چرا كه گفتهاند : مراد از مولى به معناى ولىّ ، همان معنايى است كه از ولىّ امر ، ولىّ زن ، ولىّ يتيم ، ولىّ بنده مملوك ، و ولايت سلطان و ولىّ عهد نسبت به كسى كه پادشاه و سرپرست مملكت او را براى زمان بعد از خود برمىگزيند ، فهميده مىشود . آرى ، گفتار فرّاء ( م 207 ) در معانى القرآن و ابو العباس مبرّد مشعر بر اينكه ولىّ و مولى در لغت عرب يكى است ، از نظر دهلوى پنهان مانده و اتفاق پيشوايان علم لغت را بر اين امر از ياد برده كه در فرهنگهاى لغت ولىّ را از جمله معانى مولى به شمار آوردهاند . همچنين سخنان ديگر علما را ناديده گرفته است ، مانند سخن ابن انبارى در مشكل القرآن و سخن ثعلبى در الكشف و البيان پيرامون آيهء . . أَنْتَ مَوْلانا . . . « 1 » و گفتار جوهرى « 2 » ، سجستانى « 3 » ، فيروزآبادى « 4 » ، واحدى در الوسيط و قرطبى . « 5 » ابن اثير گويد : از اين قبيل است كلام عمر كه خطاب به على گفت : أصبحت مولى كلّ مؤمن . « 6 » زبيدى هم در اين
--> ( 1 ) . بقرة 2 / 286 . ( 2 ) . صحاح اللغة : 2 / 564 . ( 3 ) . غريب القرآن 154 . ( 4 ) . القاموس : 4 / 401 . ( 5 ) . الجامع لأحكام القرآن : 3 / 431 . ( 6 ) . النهاية فى غريب الحديث و الاثر : 4 / 246 .