الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

578

الغدير ( فارسى )

به حذف زايد . 42 - محبّ الدين افندى در كتاب خود تنزيل الآيات على الشواهد من الابيات ( چاپ 1281 ) در شرح بيت لبيد ، معناى مزبور را عنوان كرده است . اگر اين گروه كه همه پيشوايان ادب عربى و اساتيد لغت هستند ، اين معنى را از معانى لغوى لفظ مولى نمىدانستند ، براى آنها روا نبود كه آن را به اولى تفسير نمايند . اما سخن بيضاوى بعد از ذكر معناى « اولى » كه گويد : حقيقت معناى آن « محراكم » مىباشد ، يعنى جايگاهى كه دربارهء آن سزاوار است گفته شود : هو اولى بكم ، يعنى آن لايق‌تر به شماست ، مانند اينكه بگويى : هو مئنة الكرم ، به جاى انّه الكريم ، يعنى براستى او كريم است يا اولى بكم به معنى مكانكم عمّا قريب مىباشد كه از ولى به معناى قرب است يا به معنى ناصركم است ، يعنى يار شما طبق قول شاعر كه گفته است : تحيّة بينهم ضرب و جيع ، يعنى سلام و تحيّت ميان ايشان عبارت از ضربت دردناك است و يا معناى مولاكم در واقع متوليكم مىباشد ، يعنى آتش عهده‌دار شماست ، چنان كه موجبات آن را در دنيا عهده‌دار بوده‌ايد . مقصود بيضاوى از اين شرح ، بيان معنى حقيقى لغوى آن كه در آغاز بدان تصريح نموده نيست ، بلكه مقصودش بيان حاصل معنى است و مقدم داشتن اين معنى كه آتش سزاوارتر به شماست ، و استشهاد او به بيت لبيد كه جز معنى « اولى » در آن احتمال داده نشده است ، مشعر بر اين است كه معنى اصلى و حقيقى كلمهء مولى همان اولى است و سخن اخير او كه گفته : جايگاهى كه دربارهء آن سزاوار است گفته شود . . . « 1 » و نكته‌سنجى او در تقريب بقيّهء معانى به نحوى كه هريك از عبارات مناسب با يكى از آن معانى است ، به استثناى معنى « اولى » كه از لحاظ تقريب معنى از وجههء لغوى نيست ، بلكه معنى لغوى را با مقدّم داشتن آن و استشهاد به بيت لبيد تثبيت كرده و در اينجا مراد تقريب معنى از وجههء قصد و اراده است و آنچه در تفسير نسفى مذكور است ، قريب به اين است . خازن گويد : مولى در آيهء مورد استشهاد به معناى ولىّ است و گفته شده كه به معناى

--> ( 1 ) . مراد فقره قبلى است . ( و )