الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
571
الغدير ( فارسى )
خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خم شنيديم كه مىفرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه . « 1 » خوانندهء گرامى خود مىداند آن مولويّتى كه در نظر عرب كه هرگز در برابر كسى خاضع نمىشود ، مورد اهميّت و داراى عظمت است ، تنها محبت يا نصرت و يا ساير معانى عرفى مولى نبوده ، بلكه اين مولويّت همان سرورى و رياست كبرايى است كه تحمل آن براى آنان سخت و دشوار بوده مگر اينكه موجبى براى خضوع و گردن نهادن آنها در قبال آن معنى دست دهد و معناى مزبور همان است كه در حضور آن جمعيت امير المؤمنين عليه السّلام به طور استفهام توضيح خواست و آنها نيز در جواب آن حضرت عرض كردند كه از نص صريح رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را فهميده و درك كردهاند . درك و فهم اين معنى حتى بر زنان پردهنشين پوشيده نبوده چنان كه به نقل از ربيع الابرار زمخشرى آورديم كه بانو دارميّهء حجونيّه كه معاويه از سبب دوستى او نسبت به امير المؤمنين عليه السّلام و كينه او نسبت به خودش پرسش نمود ، به امورى استدلال كرد كه يكى از آنها اين است : رسول خدا سمت ولايت را براى امير المؤمنين در روز غدير خم برقرار فرمود و كينه خود را نسبت به معاويه به اين علت اعلام نمود كه معاويه با كسى جنگ كرده كه در امر خلافت از او سزاوارتر بوده و آن مقامى را كه در خور آن نبوده ، طلب كرده است . معاويه با شنيدن اين سخن دم فرو بست و لب به انكار نگشود . « 2 » قبل از همهء اين امور و دلايل ، مناشدهء شخص امير المؤمنين عليه السّلام و احتجاج و استدلال اوست در روز رحبه كه اسنادها و طرق صحيح آن به تفصيل بيان شد « 3 » و جريان مناشده و احتجاج آن جناب در هنگامى صورت گرفت كه در امر خلافت مورد معارضه و منازعه قرار گرفته و دريافته بود كه مردم در اثر القائات مغرضانه و تبليغات سوء ، حضرتش را نسبت به گفتارى كه در باب تفضيل و اولويت خود از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نقل و روايت فرموده بود ، متهم ساخته و در مقدم داشتن وى بر ديگران ترديد كرده بودند . مناشدات و
--> ( 1 ) . بحث دربارهء اسنادهاى اين حديث و متن آن قبلا از نظر گذشت ، ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 187 - 191 . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 208 . ( 3 ) . همان : 1 / 166 - 185 .