الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

570

الغدير ( فارسى )

يعنى اينكه على عليه السّلام به آن دو نفر و به جميع مسلمانان از خودشان سزاوارتر است و بر همين اساس ، با او بيعت كردند و او را تهنيت گفتند . يكى از كسانى كه همين معنى را از كلمهء مولى فهميد ، حارث بن نعمان فهرى يا جابر بن نعمان فهرى است كه فورا به كيفر عناد و انكار خود رسيد در آن روزى كه نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : اى محمّد ، ما را به شهادتين و به نماز و زكات و حج امر كردى و به اين اوامر اكتفا ننمودى تا بازوى پسر عمّت را گرفتى و دستش را بلند كردى و او را بر ما برترى دادى و گفتى : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . « 1 » آيا مقصود ملازم با تفضيل كه بر اين كافر حسود و معاند گران آمد و ترديد كرد در اينكه آن از طرف خداوند است يا به مقتضاى محبت و علاقهء شخص پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله است ، ممكن است دو معنى پيش گفتهء ناصر و محبّ يا جز آنها از ديگر معانى مولى باشد ؟ من گمان ندارم كه فكر آزاد و ضمير روشن چنين احتمالى را بپذيرد و روا بداند ؟ بلكه با كمال صراحت مىگويد : معنى اين كلمه همان ولايت مطلقه‌اى است كه ستمكاران قريش دربارهء خود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بدان ايمان نياوردند ، مگر بعد از آنكه به وسيله آيات بيّنات و معجزات مقهور گشتند و نيروى برهان و نبردهاى خردكننده آنها را زبون ساخت تا نصرت الهى و پيروزى حق بر باطل تحقق يافت و مردم دسته دسته و فوج فوج به اسلام گراييدند . البته ، پذيرش اين معنى دربارهء امير المؤمنين عليه السّلام به مراتب بر آنها گران‌تر آمد ، منتها آنچه را كه معاندان در دل داشتند ، حارث بن نعمان آن را آشكارا بيان كرد و خداى عزيز و توانا هم او را مورد عقوبت خود قرار داد . از كسانى كه همين معنى را از ولايت فهم كرده‌اند ، آن گروهى هستند كه بر امير المؤمنين عليه السّلام در ميدان وسيع كوفه وارد شدند ، در حالى كه عرض مىكردند : اى مولاى ما ، سلام بر تو باد . امام عليه السّلام براى واقف ساختن ساير شنوندگان و حاضران بر معنى درست ، از آنها توضيح خواست و فرمود : من چگونه مولاى شما هستم در حالى كه شما گروهى از عرب هستيد ؟ ! آنان در جواب آن حضرت عرض كردند : ما از رسول

--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 239 - 247 .