الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

569

الغدير ( فارسى )

گروهى از نوابغ و دانشمندان بنام كه به رموز علم و عربيت كاملا آشنا بوده‌اند ، با التزام به موارد لغت و آگاهى از وضع الفاظ و تقيد به موازين صحيح در تركيب كلام و شعر از آن دسته پيروى كرده‌اند ، مانند دعبل خزاعى ، حمّانى كوفى ، امير ابو فراس ، علم الهدى سيّد مرتضى ، شريف رضى ، حسين بن حجّاج ، ابن رومى ، كشاجم ، صنوبرى ، مفجّع ، صاحب بن عبّاد ، ناشى صغير ، تنوخى ، زاهى ، ابو العلاء سروى ، جوهرى ، ابن علويّه ، ابن حمّاد ، ابن طباطبا ، ابو الفرج ، مهيار ، صولى نيلى ، فنجكردى ، و جز آنها از بزرگان ادب و استادان لغت كه آثارشان با گذشت روزگاران پيوسته نقل و ثبت گشته و اين كار تا عصر و زمان ما ادامه يافته است و براى هيچ سخندان و اهل فن روا و ممكن نيست كه به خطاى همهء آنها در تشخيص حكم كند ، چه تمامى آنان خود سرچشمهء لغات و مرجع اصلى امّت در ادب مىباشند . در اين زمينه افراد و دسته‌هايى از مردم بوده‌اند كه از لفظ مولى و ولىّ اين معنى را فهميده‌اند و آنها اگرچه با شعر بدان اشعار نكرده‌اند ، ولى در سخنان صريح خود آن را آشكار ساخته‌اند و يا از مضمون خطابشان اين معنى آشكار گشته است كه از جملهء آنان ابو بكر و عمر هستند هنگامى كه به منظور تهنيت و بيعت به نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمدند ، در حالى كه مىگفتند : اى پسر ابو طالب ، اكنون تو مولاى هرمرد و زن مؤمن گشتى . « 1 » من نمىدانم كداميك از معانى مولى كه تطبيق آن بر مولاى ما امكان داشته است ، قبل از آن روز وجود نداشته تا تازه شناخته شود و ابو بكر و عمر بيايند و به خاطر آن او را تهنيت گويند و تصريح نمايند كه در آن روز موسوم و موصوف به آن گرديده است ؟ آيا آن معانى عبارت از نصرت و محبّت است كه على عليه السّلام از روزى كه از پستان ايمان شير خورده و با برادر و پسر عم برگزيدهء خود نشو و نما كرده ، پيوسته متّصف به آنها بوده است ؟ يا معانى ديگر مولى كه نمىتوان آنها را در اين مقام بخصوص منظور و مراد دانست ؟ نه به خدا قسم ، نه اين و نه آن هيچ‌يك نبود ، جز همان معنايى كه همهء حاضران آن را فهم كرده‌اند ،

--> ( 1 ) . داستان تهنيت با اسنادها و تفاصيل آن قبلا از نظر گذشت . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 270 - 283 .