الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
554
الغدير ( فارسى )
ابن عبد البر گويد : ابو الغاديه دوستدار عثمان بود و كشندهء عمّار . او هروقت براى ورود به مجلس معاويه و ديگر مجالس اذن مىطلبيد ، مىگفت : كشندهء عمار بر در است ، و هرگاه نسبت به داستان كشتن عمّار از او سؤال مىشد ، چگونگى كشتن او را وصف مىكرد و باكى نداشت . داستان او در نزد اهل علم شگفتىآور است ، زيرا همين مرد از پيغمبر روايت كرده كه فرمود : بعد از من بازگشت به كفر نكنيد كه بعضى از شما بعضى ديگر را بكشند . او با اينكه اين سخن را از پيغمبر شنيده بود ، اما سرانجام ، عمار را به قتل رسانيد . « 1 » تمامى اين مطالب از هدف مورد علاقهء ابو الغاديه در كشتن عمار و آگاهى و وقوف او بر سخن پيغمبر گرامى اسلام درباره قاتل عمار و بىپروايىاش در كشتن عمار حكايت دارد . اين مرد پيرو و همعقيدهء پيشوايش معاويه بوده كه به روايتگر فرمايش پيغمبر مىگفت : تو پيرى احمق هستى كه پيوسته حديث نقل مىنمايى ، در حالى كه عنان اختيار از كف دادهاى . تو خوانندهء گرامى به مقصود معاويه از اين سخن و مقدار علاقهمندىاش به سنّت نبوى و پيروى او از آنچه كه از مصدر وحى الهى روايت شده ، داناترى . آرى ، اجتهاد ابو الغاديه در آنچه كه مرتكب شد و به ورطهاى كه فرو افتاد ، از چنين اعتقادى سست و پندارى واهى نشأت مىگرفت . خلاصهء نظر ابن حزم دربارهء كشندگان عثمان اين است كه اجتهاد آنان در برابر اين نص نبوى است : ريختن خون مسلمانى كه به وحدانيت خدا و رسالت من شهادت دهد ، روا نيست مگر يكى از اين سه : همسردار زناكار ، فردى كه مرتكب قتل عمد گردد و كسى كه دين خود را واگذارد و از جماعت جدا شود « 2 » ، ولى اين عقيده را درباره قاتل على عليه السّلام و
--> ( 1 ) . الاستيعاب - در حاشيهء الاصابة : 4 / 151 . ( 2 ) . اين روايت را بخارى و مسلم در صحيحين و ابو داود و ترمذى و نسائى و ابن ماجه و دارمى در السنن و ابن سعد در الطبقات و احمد و طيالسى هريك در المسند خود و ابن هشام در السيرة و واقدى در المغازى 430 ، 432 با دقت در طريق روايت كردهاند .