الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

553

الغدير ( فارسى )

پذيرفته‌اند ، بدين لفظ روايت كرده است : هركس عمّار را دشنام دهد ، خدا بر او خشم آورد و هركس با عمّار دشمنى كند ، خدا با او دشمنى مىورزد . « 1 » احمد هم خبر مزبور را به اسنادش بدين لفظ روايت كرده است : هركه با عمّار دشمنى كند ، خدا با او دشمنى مىكند و هركه با عمّار كينه ورزد ، خدا با او كين مىورزد و هركه عمّار را دشنام دهد ، خدا بر او خشم آورد . « 2 » اين نصوص صحيح و متواتر « 3 » كجا و اجتهاد ابو الغاديه كجا ؟ يا آنان كجا و نيكو شمردن ابن حزم عمل ابى الغاديه را كجا ؟ يا رأى او در اجتهادش كجا ؟ و يا بخشيدنش يك پاداش به ابى الغاديه كجا ؟ در حالى كه به موجب نص شريف نبوى ، كشندهء عمّار ناگزير در آتش است ، آيا بغض و تحقيرى بزرگ‌تر از قتل و كشتار متصور است ؟ از مجموع آنچه در اين زمينه ذكر شد ، تاريخ درسهايى به ما مىآموزد . ابن اثير گويد : همانا ابو الغاديه عمار را كشت و تا زمان حجّاج زندگى كرد و بر حجاج داخل شد و حجاج مقدم او را گرامى داشت و به او گفت : ابن سميّه [ عمّار ] را تو كشتى ؟ گفت : آرى . حجاج گفت : هركس كه مىخواهد در روز قيامت فردى توانا و مقتدر را ببيند و مسرور شود ، به اين شخص كه عمّار را كشته بنگرد . سپس ابو الغاديه از حجاج حاجتى طلب كرد و حجاج نپذيرفت . ابو الغاديه بر سبيل اعتراض و با تأثر گفت : ما دنيا را براى اينان مهيّا و رام كرده‌ايم و اينان از دنيا كه با كوشش ما براى آنها مسخر شده است ، به ما بهره نمىدهند ، آن وقت وى چنين مىپندارد كه من در روز قيامت توانا هستم . حجاج گفت : آرى ، به خدا سوگند كسى كه دندان او مانند كوه احد است و ران او مانند كوه ورقان است و نشيمنگاه او مانند مدينه و ربذه است ، همانا چنين كسى در روز قيامت بزرگ و مقتدر است . سوگند به خدا ، اگر تمام اهل زمين در كشتن عمار شركت كرده بودند ، همگى داخل در آتش دوزخ مىشدند . « 4 » اين داستان را ابن حجر نيز ذكر كرده است . « 5 »

--> ( 1 ) . المستدرك : 3 / 389 . ( 2 ) . مسند احمد بن حنبل : 4 / 90 . ( 3 ) . بنابر آنچه ابن حزم در حد تواتر در ساير احاديث معتقد است . ( 4 ) . الكامل فى التاريخ : 3 / 134 . ( 5 ) . الاصابة : 4 / 151 .