الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

552

الغدير ( فارسى )

احمد از خالد بن وليد روايت كرده كه گفت : رسول خدا فرمود : هركه با عمار دشمنى كند ، خدا با او دشمنى مىكند و هركس با عمار كينه ورزد ، خدا با او كين مىورزد . « 1 » اين خبر را حاكم به دو طريق با دقت آورده « 2 » و او و ذهبى دو طريق مزبور را به صحت پذيرفته‌اند و خطيب « 3 » و ابن اثير « 4 » و ابن كثير « 5 » و ابن حجر « 6 » و سيوطى از طريق ابن ابى شيبه و احمد « 7 » ، و نيز از طريق احمد و ابن حبّان و حاكم « 8 » آن را آورده‌اند . حاكم اين حديث را به اسنادى كه او و ذهبى به صحت پذيرفته‌اند ، از رسول خدا به اين لفظ روايت كرده است : هركس عمّار را دشنام دهد ، خدا بر او خشم آورد و هركس كينهء عمار را به دل گيرد ، خدا به او كين ورزد و هركس عمار را به سفاهت نسبت دهد ، خدا او را سفيه خواند . « 9 » اين خبر را سيوطى از طريق ابن النجار آورده است . « 10 » طبرانى حديث مزبور را به اين لفظ روايت كرده است : هركس عمّار را دشنام دهد ، خدا بر او خشم آورد و هركس عمّار را تحقير نمايد خدا او را سبك شمارد و هركس عمّار را به سفاهت نسبت دهد ، خدا او را سفيه خواند . حاكم همين خبر را به اسناد خود بدين لفظ آورده است : هركس عمّار را سبك شمارد ، خدا او را تحقير كند و هركس عمّار را دشنام دهد ، خدا بر او خشم آورد و هركس كينهء عمّار را به دل گيرد ، خدا به او كين ورزد . « 11 » سيوطى هم آن را از طريق ابويعلى و ابن عساكر « 12 » ، و نيز از ابويعلى و ابن قانع و طبرانى و ضياء مقدسى در المختارة روايت كرده است . « 13 » حاكم نيز اين خبر را به اسنادى كه او و ذهبى در تلخيص المستدرك آن را به صحت

--> ( 1 ) . مسند احمد بن حنبل : 4 / 89 . ( 2 ) . المستدرك : 3 / 391 . ( 3 ) . تاريخ بغداد : 1 / 152 . ( 4 ) . اسد الغابة : 4 / 45 . ( 5 ) . البداية و النهاية : 7 / 311 . ( 6 ) . الاصابة : 2 / 512 . ( 7 ) . جمع الجوامع : 7 / 73 . ( 8 ) . همان : 6 / 184 . ( 9 ) . المستدرك : 3 / 390 . ( 10 ) . جمع الجوامع : 7 / 73 . ( 11 ) . المستدرك : 3 / 391 . ( 12 ) . جمع الجوامع : 7 / 73 . ( 13 ) همان : 6 / 185 .