الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
548
الغدير ( فارسى )
دربارهء او به خطا رفته و بر او ستم كرده ، اما به يك پاداش نايل گرديده است و اين شخص مانند كشندگان عثمان ، رضى اللّه عنه ، نيست ، زيرا براى آنها مجالى براى اجتهاد در كشتن او نيست ، به جهت اينكه عثمان كسى را نكشته ، با كسى به نبرد نپرداخته ، كشتار نكرده ، دفاع ننموده ، با داشتن همسر زنا نكرده و پس از ايمان كافر نشده است تا تأويلى محاربه با او را تجويز نمايد ، بلكه برعكس ، كشندگان عثمان گناهكار ، جنگجو ، خونريز و حرامخوارند و بدون تأويل در طريق ظلم و ستم گام برمىدارند . پس آنان نابكاران و گجستگانند . « 1 » من براى اجتهاد ابو الغاديه معنايى نيافتهام ، چه اين مرد از افراد ناشناس بىشخصيت و بىارزش عهد نبوى است و جز اينكه او جهنى است ، با عنوان و سمت ديگرى معرفى نشده است و در هيچ فرهنگ شرح حال رجال چيزى كه بيانگر اجتهاد او باشد ، ذكر نشده و از علم الهى چيزى از او نقل نگرديده است جز اين فرمايش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله : دماؤكم و اموالكم حرام : خونها و مالهاى شما بر ديگران حرام است و اين كلام آن جناب : لا ترجعوا بعدى كفّارا يضرب بعضكم رقاب بعض : بعد از من بازگشت به كفر ننماييد كه بعضى از شما بعضى ديگر را بكشند . اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تعجب كردند از اينكه او اين كلمات نبوى را شنيده و مع الوصف مباشر قتل عمّار مىشود « 2 » و احدى از علماى اسلام تا پيدا شدن ابن حزم از اجتهاد كسى چون ابو الغاديه دم نزده و سخنى نگفته است . از اين گذشته ، ندانستهام كه در برابر نصها و تصريحهاى نبوى دربارهء عمار ، اين اجتهاد چه معنى دارد ؟ مقصودم از نصوص ، تنها اين نيست كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در روايتى صحيح و ثابت و متواتر « 3 » به عمار فرمود : كشندهء تو گروه ستمكارند ، و به لفظ ديگر : قاتل تو كسانىاند كه از راه راست منحرفند ، هرچند همين سخن مجالى براى اجتهاد در نيكو پنداشتن قتل او باقى نمىگذارد ، زيرا كشندهء او هرقدر قائل به تأويل باشد ، دشمنى بر عمار نموده و از راه
--> ( 1 ) . الفصل فى الملل و النحل : 4 / 161 . ( 2 ) . الاستيعاب : 2 / 680 ؛ الاصابة : 4 / 150 . ( 3 ) . متواتر بودن اين حديث را ابن حجر ذكر كرده است . ر ك : الاصابة : 2 / 512 ؛ تهذيب التهذيب : 7 / 409 .