الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

534

الغدير ( فارسى )

مىتراشيدند كه بين امير المؤمنين عليه السّلام و زيد بن حارثه واقع شده ، به خاطر اينكه موقعيّت بزرگ آن جناب را در نفوس كوچك جلوه دهند . همين كه زمان مأمون خليفهء عباسى فرا رسيد ، نامبرده چهل نفر از فقهاى عصر را احضار و با آنها دربارهء موضوع غدير خم مناظره كرد و حق مطلب را بر آنها اثبات و مدلّل ساخت . « 1 » سپس در قرن چهارم امّت اسلامى داستان غدير را با پذيرش تلقّى كردند حافظان صاحب نظر در برابر اين قضيه خاضع شدند و سر تمكين فرود آوردند بدون اينكه كمترين اعتراضى بنمايند و سخن ترديدآميز فرد ناشناسى را كه گفته بود على عليه السّلام در سفر حجة الوداع با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نبوده ردّ و ابطال كردند . « 2 » ما صريح كلمات بزرگان علم حديث را همراه با اتفاق نظر جمهور اهل سنّت در صحّت حديث مزبور و نيز گفتارشان را در تواتر آن در مطالب گذشته بيان كرديم و در ميان آنها برخى از مشايخ و استادان بزرگ مسلم و بخارى را مىتوان يافت كه حديث مزبور را با اسنادهاى صحيح و حسن روايت كرده و به ثبوت و تحقق آن اطمينان حاصل نموده‌اند . همچنين در ميان آن بزرگان گروهى از اساتيد قرن سوم هستند كه بخارى و مسلم از آنان به اسانيدشان در كتابهاى صحيح خود روايت مىكنند و آنان از اين قرارند : يحيى بن آدم ( م 203 ) ، شبابة بن سوار ( م 206 ) ، اسود بن عامر ( م 208 ) ، عبد الرزّاق بن همام ( م 211 ) ، عبد اللّه بن يزيد ( م 212 ) ، عبيد اللّه بن موسى ( م 213 ) ، حجاج بن منهال ( م 217 ) ، فضل بن دكين ( م 218 ) ، عفان بن مسلم ( م 219 ) ، علىّ بن عياش ( م 219 ) ، محمّد بن كثير ( م 223 ) ، موسى بن اسماعيل ( م 223 ) ، قيس بن حفص ( م 227 ) ، هدبة بن خالد ( م 235 ) ، عبد اللّه بن ابى شيبه ( م 235 ) ، عبيد اللّه بن عمر ( م 235 ) ، ابراهيم بن منذر ( م 236 ) ، ابن راهويه اسحاق ( م 237 ) ، عثمان بن ابى شيبه ( م 239 ) ، قتيبة بن سعيد ( م 240 ) ، حسين بن حريث ( م 244 ) ، ابو الجوزاء احمد ( م 246 ) ، ابو كريب محمّد ( م 248 ) ، يوسف بن عيسى ( م 249 ) ، نصر بن على ( م 251 ) ، محمّد بن بشّار ( م 252 ) ، محمّد بن

--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 210 - 211 . ( 2 ) . همان : 1 / 294 - 295 .