الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
535
الغدير ( فارسى )
مثنّى ( م 252 ) ، يوسف بن موسى ( م 253 ) ، محمّد صاعقه ( م 255 ) و غير اينها . « 1 » بنابراين ، عدم بررسى و روايت از طرف بخارى و مسلم نسبت به اين حديث كه صحت و تواتر آن مورد اتفاق است ، اگر به حساب نقصان صحيح مسلم و صحيح بخارى و طعن به مؤلّفان آنها گذارده نشود ، موجب طعن يا نقص حديث مزبور نخواهد بود . گويى شيخ محمود قادرى اين مطلب را دريافته و منظورش از عنوانكردن جملهء « چه بسا حديث صحيح كه مسلم و بخارى آن را روايت نكردهاند » كه پيش از اين ذكر شد « 2 » ، منزه ساختن ساحت صحيح مسلم و صحيح بخارى و مؤلّفان آنها از نقص بوده است ، نه اينكه مىخواسته حديث را اثبات نمايد ، چه نامبرده در مورد حديث گويد : جمهور اهل سنّت به آنچه ما ذكر كردهايم اتفاق نظر دارند . بر هرفرد هوشيار و بينا پوشيده نيست كه آغاز كنندهء ردّ حديث بر خلاف اجماع ، ابن حزم اندلسى است « 3 » ، در حالى كه همين شخص معتقد است كه امّت اجتماع بر خطا نمىكند . سپس ابن تيميه از ابن حزم پيروى كرده و سخن او را مدرك طعن خود بر حديث مزبور قرار داده است و جز آن دستاويزى براى خود در اين امر نيافته مگر اينكه بر سخن ابن حزم افزوده گويد : از بخارى و ابراهيم حرّانى و طائفهاى از علماى حديث نقل شده كه نامبردگان حديث مزبور را نكوهيده و ضعيف شمردهاند . اين مرد سخن خود را نيز از ياد برده كه گفت : همانا داستان غدير در هنگام بازگشت رسول خدا از حجة الوداع واقع شده و مردم بدان اتفاق و اجماع دارند . « 4 » سپس افرادى كه شيفتهء انحراف و جدايى از حق ثابت بودند ، نظير تفتازانى ، قاضى ايجى ، قوشچى و سيد جرجانى از اين دو نفر تقليد و پيروى كردند و بليّهاى بر بليّه افزودند و در ردّ حديث مزبور اكتفا به عدم روايت آن در صحيح مسلم و صحيح بخارى نكردند و بر افترا و تهمت ابن تيميّه در نكوهش بخارى و
--> ( 1 ) . شرح حال همه اينها قبلا از نظر گذشت . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 82 - 93 . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 304 . ( 3 ) . پس از تمام شدن محاكمه ، به رأى همگانى دربارهء ابن حزم و عقيدهء او واقف خواهى شد . ( 4 ) . منهاج السنّة : 4 / 13 .