الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

532

الغدير ( فارسى )

تأليف نمايم مشتمل بر احاديث روايت شده به اسانيدى كه محمّد بن اسماعيل بخارى و مسلم بن حجّاج به امثال آنها استدلال و احتجاج مىنمايند ، زيرا راهى براى دستيابى به احاديث بىنقص وجود ندارد ، گرچه خود آن دو هم هرگز چنين ادّعايى نداشته‌اند ، چنان كه جماعتى از علماى عصر بخارى و مسلم و اعصار بعدى احاديث سستى را به دست آورده‌اند كه آن دو روايت و ثبت كرده‌اند و من كوشش بسيارى در پيداكردن راه تصحيح آنها به كار بردم تا به طريقى كه مورد پسند و رضايت اهل فن حديث باشد ، از آن احاديث دفاع نمايم . اينك براى بررسى و روايت احاديثى كه راويان آنها ثقه بوده و مسلم و بخارى يا يكى از آن دو به امثال آنها استدلال و احتجاج كرده‌اند ، از خداوند استعانت مىجويم . آرى ، شرط صحيح بودن در نظر تمام فقهاى اهل اسلام همين است كه زيادتى در اسنادها و متن احاديث از اهل وثوق و مورد اعتماد پذيرفته و مقبول است . « 1 » حافظ بزرگوار عراقى در شرح بيتى از الفيّهء حديث خود گويد : مسلم و بخارى تمام احاديث صحيح را ثبت و روايت نكرده‌اند ، يعنى كتاب آن دو شامل تمام احاديث صحيح نيست و آن دو به چنين امرى ملتزم و متعهد نشده‌اند ، و دارقطنى و ديگران آن دو را به احاديث غير لازم متّهم كرده‌اند . « 2 » حاكم در خطبهء مستدرك گويد : بخارى و مسلم هيچ‌يك چنين حكمى نكرده‌اند كه جز احاديثى كه آنها بررسى و روايت نموده‌اند ، حديثى صحيح نيست . بخارى گويد : در كتاب جامع جز احاديث صحيح حديثى را داخل نكردم و بعضى از احاديث صحيح را به علّت طولانى بودن ترك و از ذكر آنها صرف‌نظر نمودم . مسلم گويد : من هرحديث صحيحى را در كتاب صحيح خود قرار نداده‌ام ، فقط احاديثى را در آن نهادم كه اهل حديث اجماع بر آن نموده‌اند . مرادش آن احاديثى است كه شرايط متّفق عليه بودن به نظر او در آن احاديث وجود داشته ، هرچند اجتماع شرايط مذكور در پاره‌اى از آن احاديث در نظر بعضى از اهل حديث ظاهر نشده باشد . عراقى نيز در شرح دو بيت ديگر از الفيهء حديث خود گويد :

--> ( 1 ) . المستدرك : 1 / 3 . ( 2 ) . فتح المغيث 17 .