الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

526

الغدير ( فارسى )

شمس الدين جزرى رساله‌اى جداگانه در اثبات تواتر اين حديث ترتيب داده و منكر تواتر آن را منسوب به نادانى نموده است . بنابراين ، همان‌طور كه از فقيه ضياء الدين مقبلى ذكر شد ، اگر تحقّق و ثبوت اين حديث با اين همه شواهد و دلايل نامعلوم پنداشته شود ، هيچ امرى در دين قطعى و مسلّم نخواهد بود . « 1 » از عاصمى نقل شده كه حديث مزبور را امّت اسلامى تلقى به قبول نموده و پذيرش صحت و تواتر آن موافق با اصول درايت است . « 2 » از غزالى نقل شده كه همگان اجماع بر متن حديث مزبور دارند . « 3 » از ذهبى نقل شده كه جمهور اهل سنّت بر اين حديث اتفاق نظر دارند . « 4 » از بدخشى نقل شده كه اين حديث صحيح و مشهور است و در صحت آن ترديد روا نداشته مگر منكر متعصب كه سخن او را اعتبارى نيست . « 5 » باز از ذهبى نقل شده كه نه‌تنها صحت اين حديث مورد اتفاق همگان است ، بلكه صدر حديث متواتر است و به يقين پيوسته كه رسول خدا آن را بيان فرموده و ذيل حديث زيادتى است كه اسناد آن قوى است . « 6 » از لكنهوى هم نقل شده كه اين حديث صحيح است و هركس در صحت آن ترديد روا داشته ، به خطا رفته است . « 7 » همچنين ذكر شده كه اين حديث مشهور است و داراى طرق بسيار زيادى است . « 8 » از قول آلوسى ذكر شده كه نزد ما به ثبوت پيوسته كه رسول خدا حديث غدير را در حق على بيان فرموده است . « 9 » از قارى هروى ذكر شده كه حديث مزبور صحيح است و شكى در آن نيست . « 10 » از جزرى ذكر شده كه اين حديث به تواتر از پيغمبر و امير المؤمنين رسيده است و گروه بسيارى از راويان و محدثان آن را روايت كرده‌اند و براى گفتار كسى كه بدون اطلاع از علم حديث خواسته حديث مزبور را ضعيف قلمداد كند ، اعتبارى نمىتوان قائل شد . « 11 » در همين راستا ، ذكر شده كه اين

--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 307 . ( 2 ) . همان : 1 / 295 . ( 3 ) . همان : 1 / 296 . ( 4 ) . همان : 1 / 305 . ( 5 ) . همان : 1 / 309 . ( 6 ) . همان : 1 / 297 . ( 7 ) . همان : 1 / 311 . ( 8 ) . همان : 1 / 310 . ( 9 ) . همان : 1 / 310 . ( 10 ) . همان : 1 / 302 . ( 11 ) . همان : 1 / 299 .