الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

527

الغدير ( فارسى )

حديث صحيح است و شكى كه منافى آن باشد ، در آن نيست و گفتار كسى كه در صحت آن ترديد كرده ، در خور توجه و التفات نيست و سخن كسى كه ذيل حديث را اضافى دانسته و آن را نفى نموده است ، قابل اعتنا نخواهد بود . « 1 » باز از جزرى ذكر شده كه اين حديث متواتر است و سخن كسى كه در صحت آن ترديد كرده ، قابل توجه نخواهد بود و صحت حديث مزبور از گروهى به ثبوت رسيده كه قطع به خبر آنها حاصل است . « 2 » از اصفهانى هم نقل شده كه حديث مزبور صحيح است و هيچگونه علّت و نقصى در آن به نظر نمىرسد و آن را حدود يكصد تن روايت كرده‌اند كه از جملهء آنها ده نفرى هستند كه بشارت به بهشت يافته‌اند . . . « 3 » تا آخر سخنانى كه به طور مبسوط مذكور افتاد . با تمام اين اوصاف ، از خلال عصبيّت‌ها و انبوه كينه‌ها محصول شومى به دست آمد كه گروهى را از شعاع فضيلت علوى محروم ساخت تا آنجا كه صفاى حق و حقيقت را تيره و كدر ساختند و آرامش و اطمينانى را كه در سايهء ولايت مطلق الهى وجود داشت ، به اضطراب مبدل كردند و با آهنگ‌هاى ماجراجويانه و جنجال‌هاى ناموزون در قبال يك حقيقت آشكار به مخالفت برخاستند و به بىانصافى گراييدند . در نتيجه ، آن يك منكر صحت صدور حديث غدير خم شد « 4 » و علّت انكار خود را مسافرت على عليه السّلام به يمن و نبودن او با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در سفر حجة الوداع بيان داشت و آن ديگرى منكر صحت صدر حديث شد « 5 » و گفت : بيشتر كسانى كه داستان غدير خم را روايت نموده‌اند ، صدر حديث را روايت نكرده‌اند . سوّمى ذيل حديث را به ضعف سند نسبت داد « 6 » و گفت : شكى

--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 304 . ( 2 ) . همان : 1 / 299 . ( 3 ) . همان : 1 / 295 . ( 4 ) . طحاوى و ديگران آن را از بعضى حكايت كرده و بدان پاسخ داده‌اند ، چنان كه قبلا از نظر گذشت . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 294 ، 300 . ( 5 ) . تفتازانى در كتاب خود المقاصد 290 اين مطلب را عنوان نموده و بعضى از متأخران هم از او تقليد و تبعيت كرده‌اند . ( 6 ) . ابن تيميه در منهاج السنة : 4 / 85 اين مطلب واهى را بيان داشته است .