الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
511
الغدير ( فارسى )
جداگانهاى جمع كرده كه بعضى از آن طرق صحيح و بعضى ديگر حسن است و در بعضى از طرق مذكور تصريح كرده كه سخنان پيغمبر دربارهء على در روز غدير خم وقوع يافته است . و بزّار « 1 » در روايت خود اين زيادتى را در پى حديث ولايت پيغمبر روايت كرده كه فرمود : اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه ، و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه ، و انصر من نصره و اخذل من خذله . « 2 » چون ابو بكر و عمر اين سخن را شنيدند ، طبق روايتى كه دارقطنى از سعد بن ابى وقّاص نقل كرده است ، گفتند : اى پسر ابو طالب ، اكنون تو مولاى هرمرد و زن مؤمنى گشتى . همو با دقت در سند روايت كرده كه به عمر گفته شد : تو با على چنان به نيكى رفتار مىكنى كه با هيچيك از صحابه چنين رفتار نكردهاى ؟ عمر گفت : همانا او مولاى من است . سپس بعد از روايت حديث نزول آيهء سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ « 3 » در روز غدير گويد : هيثمى گفته كه رجال احمد ثقه هستند و در جاى ديگر گفته كه رجال او رجال صحيح هستند و سيوطى هم گفته است : اين حديث متواتر است . « 4 » 27 - نور الدين حلبى شافعى ( م 1044 ) آنچه را كه در باب صحّت حديث و ورود آن به سندهاى صحيح و حسن از ابن حجر گذشت ، ذكر كرده و قابل توجه نبودن سخن كسى را كه در صحّت حديث ترديد روا داشته و يا ذيل آن را ساختگى دانسته است ، نقل نموده و ورود آن را از طرقى كه بسيارى از آن طرق را ذهبى به صحت پذيرفته ، بيان داشته است . « 5 » 28 - شيخ احمد بن باكثير مكّى شافعى ( م 1047 ) در كتاب وسيلة المآل فى عدّ مناقب الآل بعد از روايت حديث مزبور به لفظ حذيفة بن اسيد و عامر بن ليلى و ابن عباس و
--> ( 1 ) . نسبت دادن روايت اين زيادتى تنها به بزّار ناروا و بر خلاف حق و واقع است ، چه بسيارى از حافظان نيز اين زيادتى را روايت كردهاند ، چنان كه در روايات پيش گفته شما را از آن واقف و آگاه نموديم . ( 2 ) . ترجمهء حديث : خدايا دوست بدار آن را كه او را دوست دارد و دشمن بدار آن را كه او را دشمن دارد ، و دوستدار دوستانش باش و با دشمنانش دشمنى ورز ، يارى كن آن را كه او را يارى كند و خوار گردان آن را كه او را خوار گرداند . ( 3 ) . معارج ، 70 / 1 . ( 4 ) . فيض القدير : 6 / 218 . ( 5 ) . السيرة الحلبيّة : 3 / 302 .