الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

507

الغدير ( فارسى )

گويد : لفظ حديث مزبور در نزد طبرانى و غير او به سند صحيح چنين است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در غدير خم زير درختان خطبه ايراد نمود و فرمود : اى مردم ، همانا خداوند مهربان و دانا مرا آگاه فرمود . . . تا آخر حديث كه قبلا نيز ذكر شد . « 1 » همو در بيان تعداد مناقب امير المؤمنين عليه السّلام گويد : حديث چهارم اين است كه پيامبر در روز غدير خم فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه و عاد من عاداه كه در شبههء يازدهم گذشت . همچنين از نظر گذشت كه سى تن از صحابه آن را از پيغمبر روايت كرده‌اند « 2 » و بسيارى از طرق آن صحيح يا حسن است . « 3 » به هرحال ، سخن پيرامون معناى حديث به طور كامل قبلا مذكور افتاد . وى نيز در شرح اين بيت از قصيدهء همزيهء بوصيرى : و علىّ صنو النبىّ و من * دين فؤادى و داده و الولاء « 4 » گويد : يارى او و دفاع از مقام او و ردّ بر آن‌كس كه با او در امر خلافت نزاع و معارضه نمود و ردّ آنان كه اجماع برخلافت آن جناب را منظور نكردند و ردّ كسانى كه بر او خروج نمودند و در امر خلافت با او ستيزه كردند و نسبتهاى ناروايى به دو دادند ، در حالى كه از آن نسبتها برى بود ، و رعايت دوستى و يارى آن جناب به منظور عمل‌كردن به مدلول سخن پيغمبر است ، چه به صحّت پيوسته كه حضرتش فرمود : اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . انّ عليا منّى و أنا منه ، و هو ولىّ كلّ مؤمن بعدى . « 5 » در تأكيد بر دفاع از آن جناب ، به جهت كثرت دشمنانش از بنى اميّه و خوارج كه در دشنام دادن و نكوهش او مدت هزار ماه حتى بر منبرها كوتاهى نكردند ، بوصيرى اين معنى را بالاخص در نظم خود آورده و ولاء او را آيين خود قرار داده است و براى تأمين همين منظور حفّاظ بزرگ

--> ( 1 ) . الصواعق المحرقة 25 . نيز ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 26 - 27 . ( 2 ) . اين سى نفر كسانى هستند كه در روز رحبه شهادت به اين امر دادند ، نه تمام راويان حديث مزبور . ( 3 ) . الصواعق المحرقة 73 . ( 4 ) . ترجمهء بيت : على برادر پيغمبر است و كسى است كه ولاء و محبت او آيين دل من است . ( 5 ) . ترجمهء حديث نبوى : خدايا دوستانش را دوست بدار و دشمنانش را دشمن بدار . هرآينه على از من است و من از اويم و او ولىّ هرمؤمن پس از من است . ( و )