الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
508
الغدير ( فارسى )
به نشر فضايل آن جناب همّت گماشتند تا نسبت به امّت خيرانديشى كرده و حق را يارى نموده باشند . به همين جهت است كه احمد گويد : همانند فضايلى كه دربارهء على به دست آمده ، دربارهء احدى از صحابه نيامده است و اسماعيل قاضى و نسائى و ابو على نيشابورى گفتهاند : اغلب آنچه دربارهء على به اسنادهاى صحيح و حسن رسيده ، در حق هيچيك از صحابه وارد نشده است و از جملهء آنها روايتى است به صحت رسيده با اين عبارت : انّ اللّه تعالى يحبّه و انّ رسول اللّه يحبّه : همانا خداى تعالى او [ على ] را دوست مىدارد و رسول خدا نيز او را دوست مىدارد . ترمذى هم روايت كرده كه على محبوبترين مردم در نزد رسول خدا بود ، تا آنجا كه گويد : چون آيهء مباهله « 1 » نازل گشت ، رسول خدا على و فاطمه و دو فرزندش را به سوى خود خواند و گفت : بار خدايا اينان خاندان من هستند و نيز فرمود : من سرور فرزندان آدم هستم و على سرور عرب است ، ليكن از طرف بعضى به تصحيح محدّث معروف ، حاكم نسبت به اين حديث اعتراض شده است همچنين به صحّت رسيده كه رسول خدا فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه ، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . اين حديث را سى نفر از صحابه روايت كردهاند . از رواياتى كه به صحّت پيوسته ، اين است كه خداى متعال به پيامبر امر فرمود كه چهار نفر را دوست بدارد و به پيامبرش خبر داد كه ذات اقدس او نيز آنها را دوست مىدارد ، و يكى از آن چهار نفر على است . همچنين در روايات صحيح آمده است كه على را جز مؤمن دوست نمىدارد و جز منافق دشمن نمىدارد . هركس به او ناسزا بگويد ، به پيغمبر ناسزا گفته است على بر تأويل قرآن نبرد مىكند همانطور كه پيغمبر بر تنزيل قرآن نبرد فرمود . دو گروه در مورد على هلاك مىشوند : دوستى كه افراط در دوستى او كند و دشمنى كه دشمنى با او را از حد بگذراند . همانا كشندهء آن جناب ابن ملجم شقىترين آخرين است ، چنان كه پى كنندهء ناقهء صالح شقىترين اولين است . « 2 » 23 - جمال الدين حسينى شيرازى ( م 1000 ) در كتاب اربعين خود پس از ذكر حديث
--> ( 1 ) . آل عمران 3 / 61 . ( 2 ) . الصواعق المحرقة 221 .