الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
506
الغدير ( فارسى )
و نقل نمودهاند . 21 - حافظ ابو العباس ، شهاب الدين قسطلانى ( م 923 ) گويد : اما دربارهء حديث من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه به روايت ترمذى و نسائى ، شافعى گويد : مراد از اين ولاء ، ولاء اسلام است ، مانند آيهء ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ « 1 » ، و اين سخن عمر : اصبحت مولى كل مؤمن ، يعنى تو ولىّ هرمؤمن گشتى . طرق اين حديث خيلى زياد است و همه را ابن عقده در كتاب جداگانهاى جمع كرده است و بسيارى از اسانيد آنها صحيح و حسن مىباشد . 22 - حافظ شهاب الدين ، ابن حجر هيثمى مكى ( م 974 ) در ردّ شبههء مخالفان حديث غدير گويد : جواب اين شبهه كه قوىترين شبهات آنهاست ، محتاج به مقدمهاى است و اين مقدمه بيان حديث و خاستگاه آن است . بيان آن اين است كه حديث مزبور ، حديثى صحيح است و شكّى در آن نيست ، چه جماعتى از علماى حديث ، مانند ترمذى و نسائى و احمد با بررسى و دقت در اسناد ، آن را روايت كردهاند و طرق آن خيلى زياد است ، و از اينجاست كه شانزده نفر از صحابه آن را روايت نمودهاند و در روايتى از احمد مذكور است كه اين حديث را سى نفر از صحابه از پيغمبر شنيدهاند و در زمان خلافت على هنگامى كه با او معارضه و منازعه شد ، به مدلول آن دربارهء او شهادت دادند و بسيارى از اسنادهاى آن صحيح و حسن است ، و هركه در صحّت اين حديث قدح روا داشته ، نبايد مورد توجه باشد و همچنين هركه در ردّ آن حديث سخن ايراد كرده به استناد اينكه در آن هنگام على در يمن بوده ، در خور توجه و قابل اعتناء نيست ، چه بازگشت آن جناب از يمن و درك حجّ با پيغمبر به ثبوت رسيده است و سخن بعضى از معترضان در اينكه زيادتى جملهء اللهم وال من والاه . . . تا آخر ساختگى است ، مردود است ، زيرا اين بخش از سخنان پيغمبر از طرقى روايت شده كه بيشتر آن طرق را ذهبى صحيح دانسته است . نامبرده سپس در خصوص ردّ بر اين داستان در مقامى و ردّ بر تواتر آن در مقام ديگر
--> ( 1 ) . محمد 47 / 11 : اين بدان سبب است كه خدا مولاى كسانى است كه ايمان آوردهاند و كفار را مولايى نيست .