الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

500

الغدير ( فارسى )

آن حضرت مىفرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . سپس عمر گفت : خوشا به حال تو . . . تا آخر داستان . « 1 » تمام كلام در مبحث سخنانى پيرامون مفاد حديث غدير به خواست خدا خواهد آمد . 9 - حافظ ابو الفرج ، ابن جوزى حنبلى ( م 597 ) در المناقب گويد : علماى تاريخ اتفاق دارند بر اينكه داستان غدير بعد از بازگشت پيغمبر از حجة الوداع در هجدهم ذيحجّه بوده ، در حالى كه از صحابه و صحرانشينان و ساكنان اطراف مكه و مدينه يكصد و بيست هزار تن با آن جناب بودند . اين جماعت كسانى بودند كه با پيغمبر حجة الوداع را درك كردند و اين سخن را از او شنيدند و شعرا نيز در اين‌باره اشعار بسيار سرودند . 10 - ابو المظفر ، سبط ابن جوزى حنفى ( م 654 ) بعد از ذكر حديث غدير و بيان آغاز و انجام آن و تهنيت عمر به طرق متعدد گويد : همهء اين روايات را احمد بن حنبل در الفضايل با تفصيل بيشترى بررسى و ثبت كرده است ؛ بنابراين ، هرگاه گفته شود روايتى كه بر اين سخن عمر ، رضى اللّه عنه : اصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة « 2 » ضعيف است ، پاسخ آن اين است كه اين روايت صحيح است ، و ضعيف روايتى است كه آن را ابو بكر احمد بن ثابت خطيب از عبد اللّه بن على بن بشر ، از على بن عمر دارقطنى ، از ابو نصر حبشون « 3 » بن موسى بن ايّوب خلال از ابو هريره به طور مرفوع « 4 » روايت كرده كه گفت : چون پيغمبر فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه ، اين آيه نازل شد : . . الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً . . . . « 5 » گفته‌اند : حبشون به تنهائى اين

--> ( 1 ) . سرّ العالمين 9 . ( 2 ) . پس از آنكه پيامبر اكرم حديث ولايت را در غدير خم بيان فرمود ، عمر بن خطاب امام على را ملاقات كرد و به دو گفت : اكنون تو مولاى من و مولاى هرمرد و زن باايمان گشتى . اين عبارت عمر به الفاظ و طرق مختلف نيز روايت شده و در بخش « داستان تهنيت » كه قبلا از نظر گذشت ، آمده است . ( و ) ( 3 ) . در تذكرة الخواص آمده است : ابو نضير خيشون كه اشتباه است و به زودى به صحت روايت حبشون واقف خواهيد داشت . ( 4 ) . حديث مرفوع در اصطلاح اهل درايه خبرى است كه از وسط قطع شده باشد ، يكى يا زيادتر ، با تصريح به رفع . فرهنگ معارف اسلامى : 3 / 1763 . ( و ) ( 5 ) . مائدة 5 / 3 .