الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
494
الغدير ( فارسى )
جناب افكند . همو به اسناد ديگرى از طريق حافظ ابو سعيد شاشى روايت كرده كه رسول خدا عمامه خود را موسوم به سحاب بر سر على بن ابى طالب نهاد و دو طرف آن را جلو و عقب سر او افكند ، سپس فرمود : رو به من كن ، آن حضرت رو كرد ؛ بعد فرمود : روى خود را برگردان ، آن حضرت رو برگرداند . در اين هنگام فرمود : فرشتگان به نزد من چنين آمدند . اين روايت را به همين لفظ ، جمال الدين زرندى حنفى در نظم درر السمطين و جمال الدين شيرازى در اربعين خود و شهاب الدين احمد در توضيح الدلايل روايت كرده و اين جمله را افزودهاند . سپس پيغمبر فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله . حموينى به اسناد ديگر از طريق حافظ ابو عبد الرحمن بن عايشه از على روايت كرده كه فرمود : رسول خدا در روز غدير خم عمامهاى بر سر من نهاد و دنبالهء آن را بر شانهام افكند و فرمود : همانا خداوند در روز بدر و حنين مرا به فرشتگانى يارى كرد كه چنين عمامهاى بر سر داشتند ، و به همين لفظ حديث مذكور را ابن صبّاغ مالكى « 1 » و نيز حافظ زرندى در نظم درر السمطين و سيد محمود قارى مدنى در الصراط السوىّ روايت كردهاند . ابو الحسين ملطى « 2 » چنين گويد : گفتار رافضيان مبنى بر اينكه على سحاب بر سر دارد ، منشأ آن ، سخن پيغمبر به على است كه فرمود : رو به سوى من كن ، در حالى كه او عمامهء پيغمبر را كه موسوم به سحاب بود ، بر سر داشت . در اين هنگام پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : على آمد ، در حالى كه سحاب بر سر دارد ، يعنى عمامهاى را به نام سحاب پوشيده است و رافضيان اين موضوع را به غير معناى خود تأويل كردهاند . « 3 » غزالى گويد : پيغمبر عمامهاى داشت كه سحاب ناميده مىشد و آن را به على بخشيد ،
--> ( 1 ) . الفصول المهمّة 27 . ( 2 ) . محمد بن احمد بن عبد الرحمن ملطى شافعى ( م 377 ) . ( 3 ) . التنبيه و الردّ 26 .