الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

438

الغدير ( فارسى )

وى نيز در آغاز قصيده‌اى كه براى ناصر الدوله به عمّان نگاشته ، گويد : - اشترانى كه در كوهستانها به چپ و راست حركت كرده و از سير به ستوه آمده و مسيلهاى نعمان را در نورديده‌اند ، از آن كيست ؟ ابو اسحاق ، ابن خفاجهء اندلسى ( م 533 ) در ضمن منظومه‌اى گويد : - من اگر شكرگزار تو نباشم در اين موقع كه خانه خانهء غربت است ، ابرهاى پراكنده صبح و شام بر من نبارند و مرا سيراب نكنند . - و لذتى كه از مسيل‌ها و جلالى كه در بلندى تپه‌ها به جهت غرقه شدن در نعمتهاى ممدوح درمىيابم ، نصيب من نباشد . همو در قصيده‌اى ديگر گويد : - حركت نيزه‌ها و نخوت و غرور اسبها به جهت وجود ايشان است . - آنان را همتهايى است به بلندى كوهها و اخلاقى است به نرمى ريگزارها . « 1 » وى نيز در قصيده‌اى كه در وصف سگ و خرگوش سروده ، گويد : - مىگردد ، در حالى كه دندانهاى پيكان مانند تيزش پيدا شد و بر روى چهار دست و پاى نيزه مانند قرار گرفت . - گاهى با چابكى از تپه‌ها بالا مىرود و گاه در تندروى مانند سيل در مسيل به حركت درمىآيد . « 2 » و در قصيده‌اى كه در تهنيت قاضى القضات سروده ، گويد : - مژده باد ! مژده‌اى چونان سپيده صبح كه پردهء شب را مىدرد و طالب باران كه از دوردست به آذرخش مىنگرد . - و رعد سوار بر مركب باد مىغرّد و نويد باران مىدهد . - و در اثر باد و باران گلهاى زرد بر تپّه‌ها دينارهاى زرّين را مانند و قطره‌ها در دل وادىها درهم‌هاى سيمين را . و در قصيده‌اى كه در وصف آوردگاهى سروده ، گويد :

--> ( 1 ) . ديوان ابن خفاجة الاندلسى 37 . ( 2 ) . همان مأخذ .