الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

422

الغدير ( فارسى )

فضل الاربعة الخلفاء حديث ثعلبى را كه قبلا ذكر شد « 1 » ، روايت كرده است . 8 - شيخ الاسلام حموينى ( م 722 ) روايت كرده گويد : خبر داد مرا شيخ عماد الدين حافظ بدران در شهر نابلس كه به من اجازهء روايت داد ، از قاضى جمال الدين عبد القاسم بن عبد الصمد انصارى بر سبيل اجازه ، از عبد الجبّار بن محمّد حوارى بيهقى بر سبيل اجازه ، از امام ابو الحسن على بن احمد واحدى بر سبيل اجازه كه گفت : بر استاد بزرگوارمان ابو اسحاق ثعلبى در تفسير اين آيه قرائت كردم كه از سفيان بن عيينه سؤال شد كه آيهء كريمهء سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ دربارهء چه كسى نازل شده است ؟ گفت . . . تا آخر حديث به شرحى كه به لفظ ثعلبى ذكر شد « 2 » . « 3 » 9 - شيخ محمّد زرندى حنفى اين داستان را در دو كتاب خود معارج الوصول و درر السمطين ذكر كرده است . 10 - شهاب الدين احمد دولت آبادى ( م 849 ) روايت كرده كه رسول خدا روزى فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله . يكى از كفار خوارج « 4 » اين حديث را شنيد و نزد پيغمبر آمد و گفت : يا محمّد ، آيا اين از جانب تست يا از طرف خداست ؟ فرمود : اين از جانب خداست . مرد كافر از مسجد بيرون شد و در آستانهء در ايستاد و گفت : اگر آنچه محمّد مىگويد ، حق باشد ، خدايا سنگى از آسمان بر سر من فرود آر . راوى گويد : سنگى فروافتاد و سر او را شكست و آيهء سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ نازل شد . « 5 » 11 - نور الدين بن صباغ مالكى مكّى ( م 855 ) اين حديث را روايت كرده است . « 6 » 12 - سيد نور الدين حسنى سمهودى شافعى ( م 911 ) اين حديث را در جواهر العقدين ذكر كرده است .

--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 240 . ( 2 ) . همان مأخذ . ( 3 ) . فرايد السمطين ، باب سيزدهم . ( 4 ) . مراد از خوارج معنى عمومى آن است كه شامل هركسى مىشود كه با حجت زمان خود نبرد كند يا در برابر او جبهه گيرد ، خواه آن حجت پيغمبر باشد يا وصى و جانشين او . ( 5 ) . هداية السعداء ، جلوهء دوم از هدايت هشتم . ( 6 ) . الفصول المهمّة 26 .