الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
421
الغدير ( فارسى )
ترا بدان امر فرمود يا از پيش خود اين كار را كردى ؟ فرمود : قسم به خداوندى كه جز او معبودى نيست ، اين از جانب خداست . نامبرده برگشت ، در حالى كه مىگفت : خداوندا اگر اين سخن حق است و از جانب تست ، بر ما سنگى از آسمان ببار . ناگهان سنگى بر او افتاد و او را كشت . 6 - شمس الدين ابو المظفّر ، سبط ابن جوزى حنفى ( م 654 ) اين روايت را ذكر كرده گويد : اين حديث را ابو اسحاق ثعلبى در تفسير خود به اسنادش از پيغمبر روايت كرده كه چون پيغمبر موضوع ولايت على را اعلام فرمود ، اين خبر در بلاد شايع و منتشر شد و به حارث بن نعمان فهرى رسيد . نامبرده بر شترى سوار شد و آمد تا به مسجد « 1 » رسيد . شتر را كنار در مسجد خواباند و بست ، سپس خود داخل مسجد شد و در برابر رسول خدا زانو به زمين زد و گفت : اى محمّد ، همانا تو ما را امر كردى كه به يكتايى خدا و رسالت تو شهادت بدهيم ، پذيرفتيم . همچنين ما را امر كردى كه در شبانهروز پنجبار نماز گزاريم و رمضان را روزه بداريم و خانهء خدا را زيارت كنيم و مال خود را با دادن زكات پاك نماييم ، همه را از تو قبول كرديم ، آنگاه به اين كارها اكتفا نكردى تا اينكه بازوى پسر عمّت را گرفتى و بلند كردى و او را بر مردم برترى دادى و گفتى : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . آيا اين امر از طرف تست يا از جانب خداست ؟ رسول خدا ، در حالى كه چشمانش سرخ شده بود ، سه بار فرمود : قسم به خدايى كه جز او معبودى نيست ، اين از جانب خداست و من از پيش خود چيزى نمىگويم . در اين هنگام حارث برخاست ، در حالى كه مىگفت : خداوندا اگر آنچه محمّد مىگويد ، حق است ، سنگى از آسمان بر ما بفرست يا ما را به عذابى دردناك گرفتار كن . راوى گويد : به خدا قسم هنوز نامبرده به شتر خود نرسيده بود كه خدا سنگى از آسمان فرستاد و بر سر او اصابت كرد و از پشت او بيرون شد و هلاك گرديد و خدا اين آيه را نازل فرمود : سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ « 2 » . « 3 » 7 - شيخ ابراهيم بن عبد اللّه يمنى وصّابى شافعى در كتاب خود الاكتفاء فى
--> ( 1 ) . به قرينهء ساير احاديث شايد منظور مسجد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در غدير خم است . ( 2 ) . معارج 70 / 1 . ( 3 ) . تذكرة الخواص 19 .