الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

420

الغدير ( فارسى )

سنگى از آسمان فرو فرست . هنوز به مركب خود نرسيده بود كه سنگى به سوى او آمد و او را به خاك و خون كشيد و خداوند اين آيه را نازل فرمود : سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ « 1 » . « 2 » همو گويد : حديث كرد ما را ابو عبد اللّه شيرازى ، از ابو بكر جرجانى ، از ابو احمد بصرى ، از محمّد بن سهل ، از زيد بن اسماعيل وابستهء انصار ، از محمّد بن ايوب واسطى ، از سفيان بن عيينه ، از جعفر بن محمّد صادق ، از پدرانش عليهم السّلام كه چون رسول خدا على را در روز غدير خم منصوب فرمود و گفت : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه ، اين خبر در بلاد منتشر شد و نعمان بن حارث فهرى نزد پيغمبر آمد و گفت : از طرف خدا به ما امر كردى كه به يكتايى خدا و رسالت تو شهادت دهيم و در انجام جهاد و حجّ و روزه و نماز و زكات بكوشيم و ما قبول كرديم ، سپس به اين امور اكتفا ننمودى تا اينكه اين پسر را منصوب داشتى و گفتى : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه ، آيا اين امر از طرف شخص تست يا از جانب خداست ؟ رسول خدا فرمود : قسم به آن خداوندى كه جز او معبودى نيست ، اين امر از جانب خداست . در اين هنگام نعمان بن حارث از نزد پيغمبر برگشت و در آن حال مىگفت : بارخدايا اگر اين مطلب حق است ، بر ما سنگى از آسمان ببار و خداوند سنگى بر سر او فرو افكند و او را كشت و اين آيه نازل شد : سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . « 3 » 5 - ابو بكر ، يحيى قرطبى ( م 567 ) در تفسير خود در سورهء معارج گويد : پس از آنكه پيغمبر فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه ، نضر بن حارث « 4 » به رسول خدا گفت : به ما از طرف خداوند امر به شهادتين فرمودى و ما از تو پذيرفتيم و ما را به نماز و زكات امر كردى ، آنگاه به اين امور اكتفا نكردى تا اينكه پسر عمّ خود را بر ما برترى دادى . آيا خدا

--> ( 1 ) . معارج 70 / 1 . ( 2 ) . اسناد اين حديث صحيح و رجال آن همگى ثقه هستند . ( 3 ) . معارج 70 / 1 . ( 4 ) . او نضر بن حارث بن كلدة بن عبد مناف بن كلدار است . در اين حديث تصحيف و اشتباه مشهود است ، زيرا نضر در روز بدر كبرى اسير شد و او نسبت به رسول خدا عداوت شديدى داشت و آن حضرت به كشتن او امر فرمود و امير المؤمنين عليه السّلام او را دست بسته كشت . ر ك : السيرة النبوية ، ابن هشام : 2 / 286 ؛ تاريخ طبرى : 2 / 286 ؛ تاريخ اليعقوبى : 2 / 34 .