الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
399
الغدير ( فارسى )
مقصود ايجاد موانع زيادى در برابر حديث ولايت است تا نيروى آن حقيقت با القاى اين گونه اوهام درهم شكسته شود و جانب تصديق به اين امر خطير ضعيف و زبون گردد ، در حالى كه خداى متعال جز اين نمىخواهد كه نور خود را تمام و جلوهگر فرمايد . رازى بعد از برشمردن وجوه دهگانه گويد : بدان كه اين روايات اگرچه بسيار است ، ولى بهتر اين است كه مدلول آيه بر اين حمل شود خداى تعالى پيغمبر را از مكر يهود و نصارا ايمن ساخت و او را امر فرمود كه بدون بيم و هراس از آنان تبليغ خود را ظاهر سازد . رجحان اين نظر از اين جهت است كه بحث و سخن بسيارى قبل از اين آيه و بعد از آن با يهود و نصارا جريان دارد ، لذا ديگر روا نيست كه اين يك آيه در بين مطالب قبل و بعد آن مربوط به موضوع ديگرى باشد ، به طورى كه با مطالب قبل و بعد بيگانه و بىارتباط گردد . اكنون شما مىبينيد كه ترجيح رازى نسبت به اين وجه ، صرف استنباطى است كه او با استفاده از سياق آيات كرده ، بدون اينكه مستندى از روايتى داشته باشد و ما پس از دانستن اين اصل كه ترتيب ذكر آيات نوعا غير از ترتيب نزول آنهاست ، ديگر در مقابل نقل صحيح ، مراعات سياق آيات براى ما مهم نخواهد بود و با ملاحظهء ترتيب نزول سورههايى كه با ترتيب آنها در قرآن مخالفت دارد ، اطمينان به اين امر حاصل خواهد شد ، چنان كه سورههايى كه در مدينه نازل شده و بالعكس ، مؤيّد اين موضوع است . سيوطى گويد : اجماع و نصوص پياپى بر اين امر استوار است كه ترتيب آيات قرآن توقيفى است و شبههاى در اين امر نيست ، اما اجماع بر اين امر را عدهاى از علماى تفسير ، از جمله زركشى در البرهان و ابو جعفر بن زبير در المناسبات نقل كردهاند و عبارت ابن زبير چنين است : ترتيب آيات قرآن در سورههاى آنها به توقيف و امر و اعلام پيغمبر واقع گشته ، بدون اينكه در اين موضوع خلافى بين مسلمانان باشد . سپس نصوصى را ذكر كرده است مبنى بر اينكه رسول خدا آنچه را كه از قرآن بر او نازل مىشد ، به همين ترتيبى كه هماكنون در مصحفهاى ما ثبت شده است ، به اصحاب خود تعليم مىفرمود و وقوف او بدين نحو ، تنها از طريق جبرئيل بود ، چنان كه هنگام نزول هرآيه بيان مىداشت