الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

382

الغدير ( فارسى )

ساعت از روز گذشته بر آن جناب فرود آمد و گفت : يا محمّد ، همانا خداى متعال بر تو درود مىفرستد و مىفرمايد : اى فرستادهء خدا ، آنچه را كه دربارهء على از جانب پروردگارت بر تو نازل شده ، ابلاغ كن و اگر اين امر را اجرا ننمايى ، رسالت خود را انجام نداده‌اى . در اين موقع پيشروان آن كاروان عظيم كه تعدادشان يكصد هزار نفر يا بيشتر بود ، نزديك جحفه رسيده بودند كه پيامبر امر فرمود كسانى را كه از آن نقطه پيشروى كرده بودند ، برگردانند و كسانى را كه عقب مانده بودند ، در جاى خود متوقّف سازند تا على عليه السّلام را در ميان آن جماعت انبوه آشكار سازد و آنچه را كه خداوند متعال دربارهء او نازل فرموده به آنان ابلاغ نمايد ، و جبرئيل نيز آن جناب را آگاه ساخت كه خداوند او را از كيد بدخواهان نگاه مىدارد . هرچند بر اين گفتار ، تمامى علماى اماميه اتّفاق نظر دارند ، ولى ما در اين‌باره به احاديث اهل سنّت استدلال و احتجاج مىنماييم : 1 - حافظ ابو جعفر ، محمّد بن جرير طبرى ( م 310 ) به اسناد خود در كتاب الولاية فى طرق حديث الغدير از زيد بن ارقم روايت كرده كه گفت : چون رسول خدا در بازگشت از حجة الوداع به غدير خم رسيد ، هنگام ظهر بود و هوا بسيار گرم . به امر آن جناب خار و خاشاك آن محلّ را زدوديم و نماز جماعت اعلام شد و همگى جمع شديم و حضرتش خطبه‌اى رسا انشاء كرد و بعد از آن فرمود : همانا خداوند متعال آيهء . . بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ را بر من فرو فرستاد « 1 » و جبرئيل از طرف پروردگار به من امر كرد كه در اين محلّ بايستم و هرسفيد و سياهى را آگاه نمايم به اينكه علىّ بن ابى طالب برادر من ، وصى من ، خليفهء من و پيشواى بعد از من است ، من از جبرئيل درخواست كردم كه پروردگارم مرا از انجام اين امر معاف فرمايد ، زيرا مىدانستم كه چون افراد باتقوا اندكند و موذيان و ملامت‌كنندگان بسيار ، مرا به لحاظ پيوند شديد با على نكوهش مىكنند و از توجه زياد من به على به حدّى نگران هستند كه مرا خوش‌باور ناميده‌اند ، و خداى متعال ضمن آيهء شريفهء وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ

--> ( 1 ) . مائدة 5 / 67 .