الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

374

الغدير ( فارسى )

حجونى نام داشت . وى از شيعيان على و زنى سياه‌چرده و تنومند بود . پس از آنكه به نزد معاويه آمد ، معاويه به او گفت : اى دختر حام ، حالت چون است ؟ گفت : حالم خوب است ، ولى من از اولاد حام نيستم ، بلكه زنى از بنى كنانه‌ام . معاويه گفت : راست گفتى ، آيا مىدانى براى چه ترا دعوت و احضار كردم ؟ گفت : شگفتا ، من كه علم غيب ندارم ! معاويه گفت : مىخواستم از تو بپرسم كه چرا على را دوست مىدارى و مرا دشمن مىشمارى ؟ چرا از او پيروى مىكنى و با من خصومت مىورزى ؟ گفت : آيا مرا از پاسخ اين سؤال معاف مىدارى ؟ گفت : نه . گفت : حال كه چنين است ، بايد بگويم كه من على را براى اين دوست مىدارم كه در ميان رعيّت به عدالت رفتار مىكرد ، و ترا براى اين دشمن مىدارم كه با كسى كه به امر خلافت سزاوارتر از تو بود ، نبرد كردى و چيزى را مىجستى كه از آن تو نبود . از على پيروى كردم براى اينكه رسول خدا در غدير خم با حضور تو پيمان به ولايت او گرفت و افزون بر اين ، مسكينان را دوست مىداشت و دينداران را بزرگ مىشمرد . امّا با تو دشمن هستم براى اينكه موجب خونريزى و اختلاف كلمه شدى و در قضاوت ستم روا داشتى و به دلخواه خود داورى كردى « 1 » . « 2 » 20 - احتجاج عمرو اودى بر دشمنان امير المؤمنين عليه السّلام مفتى و قاضى كوفه شريك بن عبد اللّه نخعى از ابو اسحاق سبيعى ، از عمرو بن ميمون اودى روايت كرده گويد : در محضر عمرو از على بن ابى طالب سخن به ميان آمد ، گفت : گروهى به آن جناب ناسزا مىگويند ، اين گروه آتش گيرهء جهنم هستند . من از جمعى از اصحاب محمّد ، از جمله حذيفة بن اليمان و كعب بن عجره شنيدم كه هريك از آنها مىگفت : به على موهبت‌هاى بزرگى اعطا شده كه به هيچ بشرى داده نشده است . او همسر فاطمه بزرگ سرور بانوان دو جهان است . مانند چنين بانويى كه ديده ؟ يا كه شنيده

--> ( 1 ) . ربيع الابرار ، باب چهل و يكم . ( 2 ) . اين احتجاج به الفاظ ديگر نيز روايت شده است . ر ك : بلاغات النساء 72 ؛ العقد الفريد : 1 / 162 : صبح الاعشى : 1 / 259 .