الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

373

الغدير ( فارسى )

معاويه در خشم شد و گفت : اى پسر سعد ، اين مطلب را از كه گرفته‌اى ؟ از كه روايت كرده‌اى ؟ از كه شنيده‌اى ؟ آيا پدرت ترا از آن آگاه ساخته است ؟ قيس گفت : آن را از كسى شنيده و اخذ كرده‌ام كه از پدرم برتر و شايسته‌تر و بزرگوارتر است . معاويه گفت : او كيست ؟ ! قيس گفت : او على بن ابى طالب عالم و صدّيق اين امّت است كه خداوند دربارهء او آيهء . . قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ « 1 » را نازل فرمود . در اين موقع قيس از چيزى فروگذار نكرد و به ذكر همهء آياتى پرداخت كه در شأن على عليه السّلام نازل شده بود . معاويه گفت : صدّيق اين امّت ابو بكر است و فاروق اين امّت عمر است و كسى كه علم كتاب نزد اوست ، عبد اللّه بن سلام است . قيس گفت : سزاوارترين افراد به اين نامها آن كسى است كه خداوند دربارهء او آيهء أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ . . . « 2 » را نازل فرموده است ، همو كه رسول خدا در غدير خم به ولايت منصوبش كرد و فرمود : من كنت مولاه - اولى به من نفسه ، فعلىّ اولى به من نفسه « 3 » و در غزوه تبوك به او فرمود : تو نسبت به من به منزلهء هارونى نسبت به موسى ، جز آنكه پيغمبرى پس از من نخواهد بود . « 4 » 19 - احتجاج دارميّهء حجونى بر معاويه ( سال 50 يا 56 ) زمخشرى گويد : معاويه به حجّ رفت و در جستجوى زنى برآمد كه به دو دارميّهء « 5 »

--> ( 1 ) . رعد 13 / 43 : بگو كافى است كه خدا و كسى كه دانش كتاب نزد اوست ، ميان ما و شما گواه باشند . ( 2 ) . هود : 11 / 17 : آيا آن‌كس كه بر نشانى از پروردگار خويش است و گواهى از او به دنبالش آيد . ( 3 ) . هركه من مولاى اويم - سزاوارتر به او از خودش ، على نيز به او از خودش سزاوارتر است . ( 4 ) . نقل از : كتاب سليم بن قيس هلالى . ( 5 ) . منسوب به داروم كه قلعه‌اى است و كسى كه در ساحل دريا از غزه عازم مصر باشد ، قلعهء مزبور را بعد از غزه مىبيند . فرزندان حام بن نوح بعد از طوفان در آنجا مسكن گزيدند ، چنان كه سخن معاويه و خطاب او به عنوان « اى دختر حام » بر آن دلالت دارد . حجون هم محلى معروف در مكّه است كه بانوى نامبرده بدانجا آمده و در نتيجه ، منسوب به آنجا شده است .