الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
359
الغدير ( فارسى )
حديث را روايت كرده گويد : اين حديث از يك وجه مسلسل است و آن اين است كه هريك از بانوان موسوم به فاطمه از عمّهء خود روايت كرده است . بنابراين ، اين روايتى است از پنج دختر برادر كه هريك از آنان به نقل حديث از عمّه خود پرداخته است . 8 - احتجاج امام حسن مجتبى عليه السّلام ( سال 41 ) حافظ بزرگ ابو العباس بن عقده روايت كرده گويد : حسن بن على پس از صلح با معاويه براى اداى خطبه به پا خاست و پس از حمد و ثناى خداوند و يادكرد جدّش مصطفى به رسالت و نبوت فرمود : همانا ما اهل بيتى هستيم كه خداى متعال ما را به اسلام گرامى داشت و ما را برگزيد و هرپليدى را از ما دور كرد و ما را پاكيزه و منزه ساخت . از روزگار آدم تا زمان جدّم محمّد هيچگاه مردم دو فرقه و گروه نشدند مگر آنكه خدا ما را جزو بهترين آن دو قرار داد . پس از آنكه خداى تعالى محمّد را به نبوت مبعوث كرد و به رسالت برگزيد و كتابش قرآن را بر او فرو فرستاد و سپس به دو امر فرمود كه خلق را به سوى خداى عزّ و جل دعوت كند ، پدر من اول كسى بود كه خدا و رسول را اجابت نمود ، و اوّل كسى بود كه ايمان آورد و خدا و رسول او را تصديق كرد . خداوند در كتاب آسمانى فرو فرستاده بر پيمبرش فرمايد : أفمن كان على بيّنة من ربّه و يتلوه شاهد منه . . . « 1 » مراد از اين آيه جدّ من است كه دليلى روشن از جانب پروردگار خويش دارد و پدرم نيز كه شاهدى از پى اوست . سخن آن حضرت ادامه يافت تا آنجا كه فرمود : اين امّت از جدّ من شنيدهاند كه فرمود : هر قوم و امتى كه زمام امور خود را به دست كسى دهد كه داناتر از او در ميانشان وجود داشته باشد ، پيوسته امر آن امّت به پستى مىگرايد تا به سوى آنكس كه تركش گفتهاند ، بازگشت نمايند ، و نيز از او شنيدند كه به پدرم مىفرمود : انت منّى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى . « 2 » همچنين او را ديدند
--> ( 1 ) . هود 11 / 17 : آيا كسى كه بر نشانى از پروردگار خويش است و گواهى در پىاش آيد . ( 2 ) . ترجمهء حديث : تو نسبت به من همانند هارونى نسبت به موسى ، جز آنكه پيامبرى پس از من نخواهد بود .