الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

360

الغدير ( فارسى )

كه در غدير خم دست پدرم را گرفت و از او شنيدند كه به آنان فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه . سپس امر فرمود كه حاضران گفتارش را به غايبان ابلاغ نمايند . قندوزى حنفى به ذكر قسمتى از اين خطبه پرداخته « 1 » و چنان كه پيداست ، در آن به حديث غدير استدلال و احتجاج شده است . 9 - مناشدهء امام حسين عليه السّلام به حديث غدير ( سال 58 يا 59 ) تابعى بزرگوار ابو صادق ، سليم بن قيس هلالى در كتاب خود پيرامون سختگيرىها و مزاحمت‌هاى خصمانه معاوية بن ابى سفيان بر شيعيان و وابستگان امير المؤمنين عليه السّلام بعد از شهادت آن جناب ، مطالب جامع و سخنان وافى بيان داشته ، سپس چنين مىنگارد : دو سال « 2 » قبل از مرگ معاويه ، حسين بن على عليه السّلام به همراهى عبد اللّه بن عباس و عبد اللّه بن جعفر به حج بيت اللّه عزيمت فرمود و مردان و زنان و پيروان و وابستگان بنى هاشم را ، چه آنها كه حجّ كرده بودند و چه آنها كه حج نكرده بودند ، جمع نمود و از انصار كسانى را كه آن جناب و اهل بيتش را مىشناختند ، گرد آورد و حتى از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و تابعين انصار كه به صلاحيت و تقوا شهرت داشتند و آن سال به حج آمده بودند ، احدى را فروگذار نفرمود . در نتيجه ، جمعيتى افزون بر هفتصد نفر از تابعين و حدود دويست تن از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در اقامتگاه آن حضرت به منى حضور يافتند . آنگاه حضرتش از جا برخاست و بعد از حمد و ثناى خداوند فرمود : همانا اين معاويهء ستمكار ياغى بر سر ما و بر سر شيعيان ما آورد آنچه را كه دانستيد و مشاهده كرديد و خبر آن به شما رسيد و من مىخواهم از شما دربارهء چيزى سؤال كنم ، چنانچه سخن من مقرون به صداقت و درستى است ، مرا تصديق كنيد و اگر بر خلاف حقيقت چيزى از من شنيديد ، مرا تكذيب نماييد . سخن مرا بشنويد و گفتار مرا بنويسيد و ثبت كنيد ، سپس به شهر و ديار خود مراجعت نماييد و كسانى را كه از شرّشان در امانيد و به

--> ( 1 ) . ينابيع المودّة 482 . ( 2 ) . در بعضى نسخه‌ها ، يكسال آمده است .