الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

348

الغدير ( فارسى )

محب الدين طبرى روايت مزبور را از طريق احمد به لفظ اول او و از معجم حافظ ابو القاسم بغوى به لفظ دوم احمد ذكر كرده است . « 1 » و ابن كثير آن را در تاريخش از احمد به دو طريق و دو لفظ نخستين او و نيز از احمد به لفظ اوّل او ثبت نموده است . « 2 » همو در جاى ديگر گويد : ابو بكر بن ابى شيبه از شريك ، از حنش ، از رياح بن حارث روايت كرده كه گفت : هنگامى كه ما در رحبه با على نشسته بوديم ، مردى كه اثر سفر از قيافه‌اش پيدا بود بر آن حضرت وارد شد و گفت : درود بر تو اى مولاى من . گفتند : كيستى ؟ گفت : ابو ايوب انصارى هستم كه از رسول خدا شنيدم كه فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . « 3 » حافظ هيثمى حديث مزبور را به لفظ اول احمد روايت كرده ، سپس گويد : حديث مزبور را احمد و طبرانى روايت نموده‌اند ، جز اينكه او گفته : گفتند : از رسول خدا شنيديم كه مىفرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و اين ابو ايوب است كه در ميان ماست . پس ابو ايوب روبند از چهره برداشت ، سپس گفت : از رسول خدا شنيدم فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه . رجال طريق احمد همگى ثقه هستند . جمال الدين عطاء اللّه بن فضل اللّه شيرازى در كتاب الاربعين فى مناقب امير المؤمنين هنگام ذكر حديث غدير گويد : آن را زرّ بن حبيش روايت كرده و چنين گفته است : على از قصر خارج شد و سوارانى كه شمشير به كمر و روبند بر چهره داشتند و تازه از گرد راه رسيده بودند ، با آن حضرت روبرو شدند و گفتند : اى امير مؤمنان ، سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد ؛ اى مولاى ما ، درود بر تو . على پس از جواب سلام فرمود : در اينجا چه كسانى از اصحاب رسول خدا هستند ؟ دوازده تن برخاستند كه خالد بن زيد ، ابو ايوب انصارى ، خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين ، قيس بن ثابت بن شماس ، عمّار بن ياسر ، ابو الهيثم بن تيهان ، هاشم بن عتبة بن ابى وقّاص و حبيب بن بديل بن ورقاء از جملهء آنها بودند . پس شهادت دادند كه از رسول خدا در روز غدير خم شنيدند كه مىفرمود : من

--> ( 1 ) . الرياض النضرة : 2 / 169 . ( 2 ) . البداية و النهاية : 5 / 212 و 7 / 347 . ( 3 ) . همان : 7 / 348 .