الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

349

الغدير ( فارسى )

كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . على به انس بن مالك و براء بن عازب كه از اداى شهادت خوددارى كردند ، فرمود : چه چيزى شما را از اينكه برخيزيد و شهادت دهيد ، بازداشت ؟ چه همانطور كه اين گروه گفتار پيامبر را شنيده‌اند ، شما نيز شنيده‌ايد . سپس فرمود : بارخدايا اگر اين دو نفر به علّت عناد كتمان كردند ، آنها را مبتلا كن . ديرى نگذشت كه براء نابينا شد و پس از نابينا شدن هنگامى كه از خانهء خود پرس‌وجو مىكرد ، مىگفت : كسى كه گرفتار نفرين شده ، چگونه راه به سر منزل مقصود مىبرد ؟ انس هم از ناحيه پا به برص مبتلا شد . همچنين گفته‌اند كه چون على درخواست كرد كه هركس حديث غدير من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه را از پيامبر شنيده ، برخيزد و بدان گواهى دهد ، انس عذر آورد كه دچار فراموشى شده است . على هم فرمود : بار خدايا اگر دروغ مىگويد ، او را به برص مبتلا كن كه دستار او آن را مخفى نسازد . پس چهرهء او دچار برص شد و پيوسته روبندى بر چهرهء خود مىافكند . ابو عمرو كشى در روايتى كه از اهل سنت آورده گويد : عبد اللّه بن ابراهيم از ابو مريم انصارى ، از منهال بن عمرو ، از زرّ بن حبيش روايت كرده كه گفت : على بن ابى طالب از قصر خارج شد و سوارانى كه شمشير به كمر و نقاب بر چهره داشتند ، با آن جناب روبرو شدند و گفتند : اى امير مؤمنان ، سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد ؛ اى مولاى ما ، درود بر تو . على فرمود : در اينجا چه كسانى از اصحاب رسول خدا هستند ؟ خالد بن زيد ابو ايّوب ، خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين ، قيس بن سعد بن عباده و عبد اللّه بن بديل بن ورقاء به پا خاستند و همگى شهادت دادند كه از رسول خدا شنيدند كه در روز غدير خم فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . پس از آن على به انس بن مالك و براء بن عازب فرمود : چه چيزى شما را از اينكه برخيزيد و شهادت دهيد بازداشت ؟ چه همان‌طور كه اين گروه گفتار پيامبر را شنيده‌اند ، شما هم شنيده‌ايد ؟ سپس فرمود : بار خدايا اگر اين دو نفر از روى عناد شهادت خود را كتمان كردند ، آنها را مبتلا كن . در نتيجه ، براء بن عازب نابينا شد و انس بن مالك از ناحيهء پا دچار برص گرديد . پس انس بن مالك سوگند ياد كرد كه ديگر هيچ منقبت و فضيلتى از على را كتمان نكند . اما براء بن عازب هنگامى كه از